صیغه ( ازدواج موقت) در زاهدان

ازدواج موقت

تا الان 10 آقا ثبت نام کرده اند ولی هیچ خانمی تا حالا ثبت نام نکرده است


برچسب‌ها: ازدواج موقت, مطلقه, بیوه, زن, خانم, آقا
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم دی ۱۳۹۱ساعت 13:5  توسط امیر  | 

من پسری هستم 23 ساله گرم مزاج و جذاب دانشجوی فوق لیسانسم چون فعلا نمیتونم ازدواج دایم داشته باشم نیاز به ازدواج مو قت دارم که به گناه نیفتم .

خانوم های مومنی که دوست دارن ازدواج مو قت داشته باشن کمکم کنند چون خیلی خیلی نیاز دارم.

بهم تو قسمت نظر خصوصی بزارید ممنون

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۱ساعت 13:49  توسط امیر  | 

لطفا درقسمت نظر بدهید مشخصات خودرا  (قیافه. سن . ایمیل.تلفن .هدف ازازدواج :مالی یانیاز به همدم)بنویسیدتافردمناسب شمارابرایتان انتخاب کنیم. 
برچسب‌ها: صیغه, ازدواج موقت, زاهدان
+ نوشته شده در  شنبه نهم مهر ۱۳۹۰ساعت 14:13  توسط امیر  | 

لطفآدرقسمت نظر بدهید مشخصات خودرا  (قیافه. سن . ایمیل.تلفن .میزان درآمد)بنویسیدتافردمناسب شمارابرایتان انتخاب کنیم.

تا به حال هیچ خانومی ثبت نام نکرده است لطفا آقایان فعلا ثبت نام نفرمایند


+ نوشته شده در  شنبه نهم مهر ۱۳۹۰ساعت 14:10  توسط امیر  | 


پاسخ به شبهاتی پیرامون ازدواج موقت در افغانستان اساتید سنی مدرسه ها نسبت به شیعیان تعصب فراوانی دارند و از خود چیزی ندارند فقط منتظرند که یک شبهه وارداتی برایشان از عربستان یا پاکستان برسد تا بر بوغ و کرنا نموده و اذهان جوانان را دگرگون نمایند چند روز پیش در یکی از مساجد کابل وقتی در باره ازدواج موقت یکی از جوانان از من سوال کرد برایش از چند کتاب معتبر اهل سنت احادیثی یادداشت کردم فردای آنروز مجله ای را برایم آورد «مجله روز شماره نهم سال پنجم»(اگر از موضوع اصلی آن مجله که برای اشاعه فساد و فحشاء و تبلیغ از فاحشه ها و خوانند گان زن عرب و هندی است بگذریم ) در ان مقاله ای را از شخصی بنام مولوی فضل الرحمان معنوی در رد از دواج موقت نقل نموده است و ی از دیدگاه عقل و سنت و اجماع و قران مساله ازدواج موقت را بر رسی نموده و به گمان واهی خودش حق مطلب را ادا نموده است و علماء شیعه را در اخیر آن انسانهایی شهوت پرست معرفی نموده که به خاطر امیال نفسانی خود فتوا به حلیت آن میدهند.بنده بعد از مطالعه آن تصمیم گرفتم یاد داشت هایی در این زمینه داشته باشم که نتیجه ابتدایی آنرا در وبلاگ میگذارم و نتیجه نهایی آن ان شاءالله بعد از ماه مبارک رمضان و باز گشت به خانه بحول و قوه الهی در خدمت عزیزان خواهم بود البته نا گفته نماند که در این نوشتار از نوشته های بسیار ارزشمند شبهات و ردود حول الزواج المؤقت (زواج المتعة)جنابعادل كاظم عبدالله بهره فراوان بردم نوشته ایشان بزبان عربی و در سایت انصار وب موجود است بسم الله الرحمن الرحیموَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ كِتَابَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَأُحِلَّ لَكُمْ مَا وَرَاءَ ذَلِكُمْ أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوَالِكُمْ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيماً حَكِيماً } سورة النساء / 24قبل از پرداختن به دفاع از مساله ازدواج موقت باید دانست که ازدواج موقت چیست؟ و چه فرقی فرق بین آن و ازدواج دائم میباشد.ازدواج موقت یا نکاح موقت یا ازدواج متعه : عقد ازدواجی است که در ان مدت ازدواج مانند یکساعت یا یک روز یا یک سال یا بیشتر و کمتر دران قید میشود البته با تحقق تمام شرائط شرعیه و نبود هیچ مانع شرعی پس ازدواج موقت احتیاج به ایجاب و قبول از طرفین، تعیین مهر و تعیین مدت دارد ؛و این عقد تمام میشود با تمام شدن مدت معین؛ یا اینکه شوهر بقیه مدت را به همسرش ببخشد؛و بعد از ان زن باید عدّه نگه دارد .اما فرزندان ثمره این ازدواج بصورت طبیعی ملحق به شوهر میشوند ؛ اما مساله میراث زن وشهر در این ازدواج :اگر ارث بری در عقد شرط شده باشد میراث بری ثابت است و همچنین است مساله نفقه .در تعدد زوجات عدد معینی در نکاح موقت شرط نیست بخلاف ازدواج دائم که نکاح بیش از چهار همسر مشروعیت ندارد ولی در بقیه مسائل، اختلافی با ازدواج دائم ندارد مانند حرمت ازدواج با محارم ،حرمت جمع بین دو خواهر ، حرمت نزدیکی در حال حیض و دیگر احکام مانند ازدواج دائم میباشدنظر و فتاوای علماء شیعه شیخ میرزا علی غروی در کتاب (موجز فتاوای المستنبطه )ج2 ص 275چاپ موسسه المنارمیگوید:...و حقیقتا تمام مسلمانان اجماع دارند که ازدواج موقت در صدر اسلام مشروع بوده حتی خود خلیفه دوم که مانع و ناهی از آن بود؛ اعتراف میکند به مشروعیت ان و گفته است :دو متعه در زمان رسول خدا(ص) وجود داشت ( متعتان کانتا علی عهد رول الله )و بربقاء جواز مشروعیت و عدم نسخ آن اهل بیت رسول خدا و پیروان انها اجماع دارند ...سید صادق شیرازی در تعلیقه اش بر کتاب شرائع الاسلام ج 2ص 528چاپ چهارم درایران در مورد مشروع بودن این ازدواج چنین مینویسد« و دلالت میکند بر ازدواج موقت قران و سنت و اجماع و عقل با تفصیلات بسیار که البته ما خلاصه ای از آن را ذکر میکنیم»قران و ازدواج موقت:وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ كِتَابَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَأُحِلَّ لَكُمْ مَا وَرَاءَ ذَلِكُمْ أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوَالِكُمْ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيماً حَكِيماً } سورة النساء / 24آیه مبارکه قران ( فما ستمتعتم به منهن فآتوهنّ اجورهنّ ) خدای تبارک و تعالی در این آیه از نکاح به عنوان متعه یاد نموده است و مهر آن را نیز به عنوان اجرت ذکر نموده است و این مساله ساز گاری ندارد جز با محدود و موقت بودن آن زیرا به کسی که عبد یا خانه و با زمینی را بخرد هر گز نمیگویند که اجرتش را بپرداز بلکه میگویند که قیمت آنرا بده اما برای کسیکه خانه یا زمینی را اجاره کند میگویندکه اجرتش را بپرداز و از امام اهل سنت( در تفسیر) طبری در تفسیر بزرگش تفسیر طبری ( جامع البیان )روایت شده :ایشان طبق روایتی در آیه شریفه بعد از فما استمتعتم به –کلمه الی اجل – را اضافه و نقل نموده است ( فاماستمتعتم به منهن الی اجل فآتوهن اجورهن.)بسیاری از علماء و مفسرین اهل سنت بر این مساله پا فشاری دارند که ایه شریفه در مورد ازدواج موقت است که ما از آن جمله به عده ای اشاره میکنیم 1- ابن کثیر در تفسیرش جلد 1 صفحه (619چاپ اول در کشور کویت )از عموم این آیه استدلال بر نکاح متعه شده است ؛ واز مجاهد نیز نقل شده است که این آیه شریفه در بارهع ازدواج موقت نازل شده است.2- فخر رازی در تفسیر الکبیر جلد10 صفحه 49 چاپ دوم، بیروت مینویسد:(( في هذه الآية قولان : أحدهما ..... والقول الثاني : أن المراد بهذه الآية حكم المتعة و هي عبارة عن أن يستأجر الرجل المرأة بمال معلوم إلى أجل معين فيجامعها واتفقوا على انها كانت مباحة في ابتداء الإسلام .... واختلفوا في أنها نسخت أم لا ))در این آیه شریفه دو نظریه: و جود دارد یکی....و نظریه دوم : مراد ازین آیه اثبات حکم ازدواج موقت است و ازدواج موقت آنستکه مرد زنی را بواسطه مقداری مال مشخص تا مدت معلومی اجاره کند تا با او همبستر شود ؛ تمام علماء بر وجود و حلیت آن در صدر اسلام اتفاق دارند اما در یانکه ایا این حکم نسخ شده است یا نه اختلاف است .3- شوکانی در تفسیر فتح القدیر ج1 ص 449 چاپ بیروت مینویسد:(( وقد اختلف أهل العلم في معنى الآية .... وقال الجمهور : إن المراد بهذه الآية نكاح المتعة الذي كان في صدر الإسلام ويؤيد ذلك قراءة أبي بن كعب وابن عباس وسعيد بن جبـير .. ))اهل علم در معنی این آیه اختلاف نموده اند .... اما مشهور و معروف علماء میگویند : مراد از آیه شریفه نکاح موقتی است که در صدر اسلام وجود داشته و مؤید این قول قرائت أبی بن کعب و ابن عباس و سعید بن جبیر و... میباشد.4- ابن صماد تجیبی اندلسی در کتاب مختصر تفسیر الطبری ص 82 چاپ دوم در کشور سوریه : (( {.. فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ ..} قيل عني به نكاح المتعة ... ))(فماستمتعتم به منهن گفته شده است که مراد نکاح موقت است.5- محمد بن عاشور در تفسیر التحریر و التنویر ج4 ص 88 چاپ اول ؛ بیروت:(( وذهب جمع منهم ابن عباس و أبيّ ابن كعب وابن جبير أنها نزلت في نكاح المتعة لما وقع فيها من قوله { فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ } )) ...جمعی (از صحابه ) مانند ابن عباس و ابی بن کعب و ابن جبیر بر این مسله تاکید دارند که آیه شریفه در باره نکاح موقت نازل شده است بدلیل (فماستمتعم به منهن)6- الثعالبی در تفسیر جواهر الحسان ج 1 ص363 چاپ بیروت مینویسد: (( وقال ابن عباس أيضاً و غيره أن الآية نزلت في نكاح المتعة ))...ابن عباس و دیگران نیز که این آیه شریفه درباره ازدواج موقت نازل شده است.7- نسفی در تفسیرش ج1 ص 219 چاپ بیروت نوشته است: (( وقيل إن قوله { فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ } نزلت في المتعة ))و گفته شده است که این آیه (فماستمتعتم ) در باره نکاح موقت نازل شده است.8- بیضاوی در تفسیر انوار التنزیل ج1 ص 69 چاپ اول در ریاض :(( وقيل نزلت الآية في المتعة ))و گفته شده است که این ایه در باره نکاح موقت است.9- نیشابوری در تفسیر غرائب القران ج2ص 392 چاپ اول در بیروت .(( وقيل المراد بها حكم المتعة و هي أن يستأجر الرجل المرأة بمال معلوم إلى أجل معلوم ليجامعها )) مراد از آیه حکم متعه است و متعه آن است که مرد زنی را به مقدار مال معلومی تا مدت زمانی معلوم برای همبستر شدن اجاره کند.10- قرطبی در تفسیر الجامع ج3 ص 1700 چاپ بیروت :(( واخـتلف العلماء في معنى الآية .... وقال الجمهور : المراد نكاح المتعة الذي كان في صدر الإسلام ))اختلاف شده است بین علماء در معنی آیه شریفه ... اما نظر جمهور علما اینستکه مراد از آیه شریفه نکاح موقت است که در صدر اسلام هم وجود داشته است.11- طبری در تفسیرش ج 5 ص 18 چاپ اول؛ بیروت بعد از نقل سند روایت نوشته است: (( حدثني محمد بن عمرو قال حدثنا أبو عاصم عن عيى عن ابن أبي نجيح عن مجاهد : { فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ } قال يعني نكاح المتعة ))فما استمتعتم به منهن مجاهد گفته است مراد مراد نکاح متعه میباشد. 12- جلال الدین سیوطی در تفسیر الدر المنثور ج 2 ص 484چاپ بیروت :(( و أخرج عبد بن عبدالحميد وابن جرير عن مجاهد { فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ } قال : يعني نكاح المتعة(مراد نکاح متعه است ) 13- اسماعی السدی در تفسیر الکبیر ص200چاچ اول در مصر :( فما استمتعتم به منهن...الآیة) متعه آنست که مرد زنی را به شرط مدت مشخص ...نکاح کند24- في التفسير الكبير لإسماعيل السدي ص 200 ، ط الأولى في مصر (( وقوله { فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ ... } الآية فهذه المتعة ، الرجل ينكح المرأة بشرط إلى أجل مسمى ... )) نکته! حتی وقتی به کتابهای لغت نیز مراجعه میکنیم نظر علماء را در این باره میابیم :ابن منظور در کتاب لسان العرب ج 6 ص 4127 از منشورات دار المعارف، در باره ازدواج موقت نوشته است :عطاء گفته است متعه همان است که در سوره نساء آمده است ( فما استمتعتم به منهن ) پس آنچه که از زنان استمتاع نمودید تا ...آیا آیه شریفه نسخ شده است ؟مرحوم علامه طبا طبایی در مورد نسخ و عدم نسخ این آیه در مبحث تفسیر این آیه شریفه مطالب بسیار جالبی دارند که علاقه مندان میتوانند به ترجمه ان کتاب و یا اصل آن مراجعه نمایند .اما نظریه نسخ از دیدگاه علماء وبزرگان اهل سنت :1- بغوی در تفسیرش ج1 ص 414 چاپ دار المعرفه بیروت میگوید:ابن عباس همواره بر این عقیده بود که این آیه محکم است ( آیات محکم قران غیر قابل نسخند)و به همین سبب اجازه در ازدواج موقت میداد.2- شوکانی در تفسیرش ج1 ص 450 چاپ دار الفکر بیروت مینویسد:از ابن عباس روایت شده است که ایشان معتقد به جواز نکاح متعه بوده است و اینکه این آیه نسخ نشده است .3-نووی در المجموع ج 16 ص 253 چاپ دار الفکر بیروت نوشته است:(( وقيل في قوله تعالى { فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ } المراد نكاح المتعة والآية محكمة ))گفته شده است در باره ایه (فما استمتعتم ...)مراد از آن نکاح متعه است؛ و آیه شریفه محکم است.4- طبری در تفسیرش ج 5 ص 19 چاپ اول دار حیاءالتراث العربی؛ روایتی را نقل میکند:(( حدثنا محمد بن المثنى قال حدثنا محمد بن جعفر قال حدثنا شعبة عن الحكم قال : سألته عن هذه الآية { وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاء إِلاَّ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ } إلى هذا الموضع { فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ } أمنسوخة هي قال : لا ))... از شعبه از حکم که میگوید پرسیدم از او در باره آیه( و المحصنات ....فما استمتعتم به منهن )آیا نسخ شده است این آیه؟ در جوابم گفت! نه 5- سیوطی در تفسیرش ج 2 ص 468 چاپ دار الفکر بیروت از عبد الرزاق و ابو داوود در( ناسخ) و ابن جریراز حکم نقل میکند که از وی در مورد منسوخ بودن این آیه سوال شد در پاسخ گفت که منسوخ نیست.6- ثعلبی در تفسیرش ج 3 ص 286 چاپ اول منشورات دار إحياء التراث العربي مینویسد:اختلاف ظده است در آیه که آیا از محکمات است یا نسخ شده است ؟ ابن عباس گفته است که این آیه محکم است؛ و اجازه در متعه میداد.7- باز هم ثعلبی در ج3 ص 286مینویسد: شعبه از حکم روایت نموده است که گفت پرسیدم از حکم در باره این آیه ( فما استمتعتم...)ایا نسخ شده است : گفت : نه! ، حکم در ادامه میگوید علی علیه السلام گفته است : اگر عمر از متعه نهی نمی کرد مرتکب زنا نمیشد مگر انسان بد بخت.8-زمخشری در تفسیرش ج 1 ص 519، دار العلمیه مینویسد : (( وعن ابن عباس هي محكمة يعني لم تنسخ ))از ابن عباس روایت شده است که این آیه محکم است یعنی نسخ نشده است.این تعدادی از روایات و اقوال علماءاهل سنت بود که دلالت داشت بر اینکه آیه شریفه محکم است و عمل بهآن جایز میباشد .(کسانی که دوست دارند در این زمنه مطالعات بیشتر داشته باشند به تفسیر المیزان ج 4 ص 271 به بعد بحث ازدواج موقت ( علامه طباطبایی) و کتاب من فقه الجنس فی قنواته المذهبیة دکتر احمد وائلی در بحث ادعای نسخ آیه شریف مراجعه نمایند .سنت و ازدواج موقت :احادیث در عموم مذاهب اسلامی فراوان است که در این زمینه خبر متواتری که از خلیفه دوم نقل شده کفایت میکند خلیفه دوم میگوید:( متعتان كانتا على عهد رسول الله ... أنا انهى عنهما متعة الحج ومتعة النساء ) دو متعه در زمان پیامبر بود ... که من از اندو نهی میکنم یکی متعه حج و دیگری وتعه نساء(ازدواج موقت)این گفته صراحت دارد براینکه مشرع بزرگ ،پیامبر خدا صلی الله و علیه و آله و سلم آندو را حلال کرده بوده ، و آنچه که و اجب الاتباع میباشد سنت آنحضرت است ولی سنت دیگران را باید ترک کنیم( خدای تبارک و تعالی میفرماید« و ما ینطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحی » رسول ما از روی هوای نفس حرفی نمیگوید بلکه هرچه که برزبانش جاری میشود و حی است از جانب خداوند متعال.نمونه روایت هایی از منابع اهل سنت :- صحيح البخارى - البخاري ج 2 ص 153 : حدثنا همام عن قتادة قال حدثني مطرف عن عمران قال تمتعنا على عهد رسول الله صلى الله عليه وسلم ونزل القرآن قال رجل برأيه ما شاء در این روایت مطرف از عمران نقل میکند که ما در زمان رسول خدا صلى الله عليه و آله وسلم از متعه ( ادواج موقت و متعه حج)استفاده میکردیم تا اینکه یکنفر بر طبق نظر خودش حرفی زد آنچه را که خواست .- صحيح البخارى - البخاري ج 5 ص 158 : فمن تمتع بالعمرة إلى الحج حدثنا مسدد حدثنا يحيى عن عمران أبى بكر حدثنا أبو رجاء عن عمران بن حصين رضى الله تعالى عنه قال نزلت آية المتعة في كتاب الله ففعلناها مع رسول الله صلى الله عليه وسلم ولم ينزل قرآن يحرمه ولم ينه عنها حتى مات قال رجل برأيه ما شاء قال محمد يقال انه عمر این روایت را بخاری از مسدد از یحیی از عمران ابی بکر از از ابو رجا از عمران بن حصین رشی الله نقل میکند او میگوید آیه متعه در کتاب خدا نازل شد و ما با رسول خدا آنرا انجام دادیم و آیه دیگری بر حرمت ان نازل نشد نقل میکند تا اینکه پیامبر از دنیا رفت و بعد آن حضرت یکنفر چیزی را که دلش خواست گفت ؛ گفت محمد : میگویند آن شخص عمر بوده .- كنز العمال - المتقي الهندي ج 16 ص 523 : ( 45730 - ) عن جابر أنه سئل عن متعة النساء فقال : استمتعنا على عهد رسول الله ص وأبي بكر وعمر ، ثم نهى عنها عمر ( عب ) . از جابر بن عبد الله انصاری سوال شد در باره ازدواج موقت پاسخ داد:در زمان پیامبر خدا صلی الله و علیه و آله و سلم ما متعه ازدواج موقت انجام دادیم همچنین در زمان ابو بکر و عمر تا اینکه عمر از آن نهی کرد .- المبسوط - السرخسي ج 4 ص 27 : وقد صح ان عمر رضى الله عنه نهى الناس عن المتعة فقال متعتان كانتا على عهد رسول الله صلى الله عليه وسلم وانا أنهى الناس عنهما متعة النساء ومتعة الحج سرخسی در کتاب المبسوط روایت میکند :و روایت صحیحی است که عمر رضی الله نهی نمود از متعه پس گفت : دو متعه در زمان رسول خدا صلی الله و علیه و آله وسلم بود و من ازآندونهی میکنم یکی متعه نساء و دیگری متعه حج . - المغني - عبدالله بن قدامه ج 7 ص 571 : وحكي عن ابن عباس انها جائزة وعليه أكثر أصحابه عطاء وطاوس وبه قال ابن جريج وحكي ذلك عن أبي سعيد الخدري وجابر واليه ذهب الشيعة لانه قد ثبت أن النبي صلى الله عليه وسلم أذن فيها ، وروي / صفحة 572 / أن عمر قال : متعتان كانتا على عهد رسول الله صلى الله عليه وسلم أفأنهى عنهما وأعاقب عليهما ؟ متعة النساء ومتعة الحج ولانه عقد على منفعة فيكون مؤقتا كالاجارة .ابن قدامه در کتاب المغنی میگوید:از ابن عباس نقل شده است که (نکاح متعه)حلال است و بر این نظرند اکثر اصحاب عطاء و طاووس و قول ابن جریج(از فقهاء اهل سنت) نیز همان است وروایت شده این مساله از ابو سعید خدری و جابر (بن عبد الله انصاری) و بسوی این قول رفته است شیعه ؛زیرا بدرستی ثابت است که پیامبر صلی الله و علیه و آله و سلم اذن بر جواز متعه نساء داده اندو نیز روایت شده است که عمر گفت:دو متعه در زمان رسول خدا (ص) بود پس من ازان دو نهی میکنم و مجازات میکنم هر که را مرتکب آندو شود یکی متعه زنان و دیگری متعه حج ؛و اینکه متعه نساء عقدی است بر منفعت پس میتواند موقتی هم باشد مانند اجاره - الشرح الكبير - عبدالرحمن بن قدامه ج 7 ص 536 : وحكي عن ابن عباس انا جائزة وعليه أكثر أحصابه عطاء وطاوس وبه قال ابن جريج وحكي ذلك عن أبي سعيد الخدرى وجابر واليه ذهب الشبعة لانه قد ثبت أن النبي صلى الله عليه وسلم أذن فيها وروي أن عمر قال / صفحة 537 / متعتان كانتا على عهد رسول الله صلي الله عليه وسلم انا أنهي عنهما واعاقب عليهما : متعة النساء ومتعة الحج ولانه عقد على منفعة فجاز مؤقتا كالاجارة عبد الرحمن بن قدامه در کتاب شرح کبیر همان مطالب المغنی را تکرار میکند - المحلى - ابن حزم ج 7 ص 107 : نا أحمد بن محمد الطلمنكى نا ابن مفرج نا ابراهيم بن أحمد بن فراس نا محمد بن على ابن زيد الصائغ نا سعيد بن منصور نا هشيم . وحماد بن زيد قال هشيم : انا خالد - هو الحذاء - وقال حماد : عن أيوب السختيانى ثم اتفق أيوب وخالد كلاهما عن أبى قلابة قال : قال عمر بن الخطاب : متعتان كانتا على عهد رسول الله صلى الله عليه وسلم وأنا أنهى عنهما وأضرب عليهما هذا لفظ أيوب ، وفى رواية خالد أنا أنهى عنهما واعاقب عليهما . متعة النساء . ومتعة الحج * ابن حزم نیز در کتاب المحلی مساله نهی از ازدواج موقت را مربوط به زمان خلیفه دوم میداند و در این روایت کلماتی که دلالت بر تهدید از سوی خلیفه عمر دارد نقل میکند که خلیفه گفته :من ازآندو نهی میکنم و تنبیه میکنم هر کسی را که انجام دهد .- بداية المجتهد ونهاية المقتصد - ابن رشد الحفيد ج 1 ص 268 : . وروي عن عمر أنه قال : متعتان كانت على عهد رسول الله ( ص ) أنا أنهى عنهما ، وأعاقب عليهما : متعة النساء ، ومتعة الحج . ابن رشد در کتاب بدایۀ المجتهد مینویسد:رویات شده از عمر که گفت : دو متعه ....- مسند احمد - الامام احمد بن حنبل ج 1 ص 52 : حدثنا عبد الله حدثني أبي ثنا بهز قال وثنا عفان قالا ثنا همام ثنا قتادة عن ابي نضرة قال قلت لجابر بن عبد الله ان ابن الزبير رضى الله عنه ينهى عن المتعة وان ابن عباس يأمر بها قال فقال لي على يدي جرى الحديث تمتعنا مع رسول الله صلى الله عليه وسلم قال عفان ومع أبي بكر فلما ولى عمر رضى الله عنه خطب الناس فقال ان القرآن هو القرآن وان رسول الله صلى الله عليه وسلم هو الرسول وانهما كانتا متعتان على عهد رسول الله صلى الله عليه وسلم احداهما متعة الحج والاخرى متعة النساء امام احمد بن حنبل در کتاب مسند احمد نقل میکند:...از بن نضره :گفتم برای جابر بن عبدالله که ابن زبیر از نکاح متعه نهی میکند ولی ابن عباس به ان دستور میدهد ؛ گفت برایم بر دستان من حدیث جریان دارد حدیث؛ تمتع کردیم با رسول الله (ص) گفت عفان و نیز همراه ابی بکر اما وقتی که عمر رضی الله عنه خلیفه شد برای مردم خطبه خواند و گفت :قران همان قران و پیامبرخدا (ص) همان پیامبر است ! و بدانید که در زمان روسل خدا دو متعه بود یکی متعه زنان و دیگری متعه حج...- مسند احمد - الامام احمد بن حنبل ج 3 ص 325 : حدثنا عبد الله حدثنى أبى ثنا عبد الصمد ثنا حماد عن عاصم عن أبى نضرة عن جابر قال متعتان كانتا على عهد النبي صلى الله عليه وسلم فنهانا عنهما عمر رضى الله تعالى عنه فانتهينا باز هم احمد بن حنبل در مسندش نقل میکند:روایت کردمارا عبدالله .... جابر گفت : دومتعه در زمان رسول خدا(ص) بود پس عمر از ان مارا نهی کرد ...- شرح معاني الآثار - أحمد بن محمد بن سلمة ج 2 ص 143 : حدثنا سليمان بن شعيب قال ثنا الخصيب قال ثنا همام عن قتادة عن مطرف عن عمران قال تمتعنا مع رسول الله صلى الله عليه وسلم ونزل فيها القرآن فلم ينهنا رسول الله صلى الله عليه وسلم ولم ينسخها شئ ثم قال رجل برأيه ما شاء / صفحة 144 / حدثنا محمد بن خزيمة قال ثنا حجاج قال ثنا حماد عن حميد عن الحسن عن عمران بن حصين قال تمتعنا على عهد رسول الله صلى الله عليه وسلم متعة الحج فلم ينهنا عنها ولم ينزل الله فيها نهيا حدثنا سليمان قال ثنا الخصيب قال ثنا همام عن قتادة عن أبى نضرة عن جابر بن عبد الله قال تمتعنا مع رسول الله صلى الله عليه وسلم فلما ولى عمر خطب الناس فقال إن القرآن هو القرآن وإن الرسول هو الرسول وانهما كانتا متعتان على عهد رسول الله صلى الله عليه وسلم متعة الحج فافصلوا بين حجكم وعمرتكم فإنه أتم لحجكم وأتم لعمرتكم والاخرى متعة النساء فأنهى عنها وأعاقب عليها حدثنا بن أبى داود قال ثنا سليمان بن حرب قال ثنا حماد عن عاصم عن أبى نضرة عن جابر رضي الله تعالى عنه قال متعتان فعلناهما على عهد رسول الله صلى الله عليه وسلم نهانا عنهما عمر رضي الله تعالى عنه فلم نعد إليهما احمد بن محمد بن سلمه در کتاب شرح معانی الاثار روایت بالا را نقل میکند از جابر بن عبدالله : در زمان رسول خدا تمتع می نمودیم اما وقتی عمر به حکومت رسید برای مردم خطبه خواند و گفت ! قران همان قران و رسول خدا همان رسول است و بدانید که در زمان رسول خدا دو متعه بود یکی متعه حج ....و دیگری متعه زنان من از آن نهی میکنم و عقوبت میکنم مرتکبین آنرا- شرح معاني الآثار - أحمد بن محمد بن سلمة ج 2 ص 195 : حدثنا بن أبي داود قال ثنا سليمان بن حرب قال ثنا حماد عن عاصم عن أبي نضرة عن جابر رضي الله تعالى عنه قال متعتان فعلناهما على عهد رسول الله صلى الله عليه وسلم نهى عنهما عمر رضي الله تعالى عنه فلن نعود إليهما شرح معاني الآثار - أحمد بن محمد بن سلمة ج 2 ص 195 :در روایت دیگری از جابر نقل میکند : دو متعه در زمان رسول خدا انجام دادیم ولی عمر از آن نهی نمود...متقی هندی در کتاب کنز العمال روایات زیادی را در این زمینه نقل میکند که همه دلالت دارد بر اینکه متعه زنان (ازدواج موقت) در زمان خلیفه دوم عمر ممنوع شده است.- كنز العمال - المتقي الهندي ج 16 ص 521 : ( 45725 - ) عن أبي نضرة قال : كان ابن عباس يأمر بالمتعة وكان ابن الزبير ينهى عنها ، فذكرت ذلك لجابر بن عبد الله فقال : بذي دار الحديث تمتعنا مع رسول الله ص ، فلما كان عمر قال : إن الله يحل لنبيه ما شاء بما شاء ، وإن القرآن قد نزل منزله ، فأتموا لحج والعمرة كما أمركم الله ، وأتموا نكاح هذه النساء ، فلا أوتى برجل تزوج امرأة إلا رجمته بالحجارة ( ابن جرير ) . ( 45726 - ) عن سليمان بن يسار عن أم عبد الله ابنة أبي خيثمة أن رجلا قدم من الشام فنزل عليها ، فقال إن العزبة قد اشتدت علي فابغيني امرأة أتمتع معها ، قالت : فدللته على امرأة فشارطها فاشهدوا على ذلك عدولا ، فمكث معها ما شاء الله أن يمكث ، ثم إنه خرج ، فأخبر عن ذلك عمر بن الخطاب فأرسل إلي فسألني : أحق ما حدثت ؟ قلت : نعم ، قال : فإذا قدم فآذنيني به ، فلما قدم أخبرته ، فأرسل إليه فقال : ما حملك على الذى فعلته ؟ قال : فعلته مع رسول الله ص ثم لم ينهنا عنه حتى قبضه الله ، ثم مع أبي بكر فلم ينهنا عنه حتى قبضه الله ، ثم معك فلم تحدث لنا فيه نهيا ، فقال عمر : أما والذي نفسي بيده ! لو كنت تقدمت في نهى لرجمتك ، که درین روایت فراز آخر آن لو کنت تقدمت فی نهی لرجمتک دلالت دارد براینکه قبل از نهی خلیفه اصحاب هیچ منعی را در این باره نشنیده بوده اند و الا همه میدانستند و مرتکب نمیشدند. در پایان بحث روایات تعدادی روایات را از کتاب کنز العمال متقی هندی با منبع ان ذکر میکنیم تا طالبین حق خود در ترجمه ان تفکر نمایند - كنز العمال - المتقي الهندي ج 16 ص 519 : 45715 - ) عن عمر قال : متعتان كانا على عهد رسول الله ص انهى عنهما واعاقب عليهما : متعة النساء ، ومتعة الحج ( 45717 - ) عن عروة بن الزبير أن خولة بنت حكيم دخلت على عمر بن الخطاب فقالت : إن ربيعة بن أمية استمتع بامرأة مولدة فحملت منه ، فخرج عمر يجر ثوبه فزعا وقال : هذه المتعة ! ولو كنت تقدمت فيها لرجمت ( مالك ، والشافعي ، ق ) .( 45718 - ) عن سعيد بن المسيب أن عمر نهى عن متعة النساء وعن متعة الحاج ( مسدد ) . ( 45719 - ) عن جابر : كانوا يتمتعون من النساء حتى نهاهم عمر ابن الخطاب ( ابن جرير ) .( 45720 - ) عن جابر قال : تمتعنا متعة الحج ومتعة النساء على عهد رسول الله ص ، فلما كان عمر نهانا فانتهينا ( ابن جرير ) .( 45722 - ) عن أبي قلابة أن عمر قال : متعتان كانتا على عهد رسول الله ص أنا أنهى عنهما وأضرب فيهما ( ابن جرير ، كر ) . - كنز العمال - المتقي الهندي ج 16 ص 521 : ( 45724 - ) عن أبي نضرة قال : سمعت عبد الله بن عباس وعبد الله بن الزبير ذكروا المتعة في النساء والحج ، فدخلت على جابر بن عبد الله فذكرت له ذلك فقال : أما إني قد فعلتهما جميعا على عهد النبي ص ، ثم نهانا عنهما عمر بن الخطاب فلم أعد ( ابن جرير ) .اجماع و ازدواج موقت:تشریع و عدم نسخ ازدواج موقت در نزد پیروان اهل بیت حلال اجماعی و بدون مخالف است ولی در نزد اهل سنت اجماع بر تشریع آن واختلاف در نسخ آن میباشد ( ما باشیم وعقل سلیم ) هرگزمساله یقینی را (تشریع نکاح موقت) به خاطر مساله اختلافی (نسخ ازدواج موقت)ترک نمیکنیم .نکاح موقت و حکم عقل:اول اینکه آیا حکم عقل را بتوان در اصل تشریع احکام اسلامی راه داد یا نه خود این مساله اختلافی است زیرا عقل ما به آن اندازه رشد و شکوفایی نرسیده است تا بتواند مصلحت و یا ضرر یک حکم را تشخیص بدهد فقط همین قدر میتوان گفت که وقتی خدای حکیم یک حکمی را بر بندگانش بیان نمود آن حکم به مصلحت است و احکام پنج گانه اسلامی را میتوان بر آن بار نمود ؛ قران مجید میفرماید (چه بسا شما چیزی را دوست نداشته باشید در حالی که آن چیز مایه خیر برای شما است و چه بسا از چیزی خوشتان آید در حالیکه به ضرر شما ست ؛ این آیه شریفه حکم فهم عقل انسان را مشخص نموده است ، زیرا عقل انسان های عادی و معمولی و غیر معصوم در زیر غبار هوا های نفسانی گم میشود چنانچه خلیفه دوم چنین نمود با اینکه اعتراف میکند که قران و رسول همان است که بود ولی چون او دوست ندارد نهی میکند از حکم خدا در حالیکه خود خوب میداند که حلال محمد حلال الی یوم القیامه و حرامه حرام الی یوم القیامه و بی چاره پیروانش را به خاطر توجیه عمل خلاف اسلام خودش به مشکلات فراوان انداخته و به هر بوته ای چنگ میزنند تا کار اورا موافق دین نشان دهند حتی اگر به نابودی حکم خدا بیانجامد باکی ندارند ، مهم حظف شان خلیفه است نه اسلام اگر خوب به این مساله دقت کنیم می بینیم که حق دارند زیرا اگر بگویند عمر نفهمید یکی پس از دیگری بنیان سست مذهبی شان به هم ریخته و درب دکان مذهب سنی گری را باید گل بگیرند و به حقانیت اهل البیت گردن نهند اما کسی را که خود را به خواب زده است چگونه میتوان بیدار کرد ؟؟؟ثانیا : عقل ما وقتی به معاملات دنیایی توجه میکند متوجه میشود که هر معامله ای در دنیا دو قسم است گاهی بصورت دائم وگاهی بصورت موقت میباشد و شرع مقدس اسلام هم به این مساله اقرار دارد مثلا در معاوضات فروختن و بخشش و صدقه معامله دائمی و اجاره و صلح و عاریه و مانند آن مثال برای موقت میباشد پس چه اشکالی هست که در نکاح هم که یک نوع معامله هست دائم و موقت باشد .با اینکه این نکته را نیز نباید فراموش کرد که در این دوره و زمانه همه مردم قادر به ازدواج نیستند و یا امکان آنرا ندارند اگر واضح تر بگویم من از نویسنده گان و دست اندر کاران مجله شما سوالی دارم خوب به آن فکر کنید و وجدانتان را قاضی قرار دهید ؛در طول این چند دهه جنگ و خونریزی در کشور عزیز ما افغانستان چه بسیارند زنانیکه بی سر پرست و بیوه شده اند با چند طفل یتیم که هیچ کسی میل به ازدواج با آنان را ندارد زیرا اگر هم کسی اورا بخواهد فرزندانش را نمیخواهد چند در صد ازین زنان به خاطر فرزندانشان مانده اند و کسی تمایل به همسری با آنان را ندارد ؛ مگر انان انسان نیستند و از نوع بشر نیستند و شهوت ندارند.در جامعه ما اگر گشتی بزنید چه بسیار زنان جوان هستند که دیو جنگ آنان را بی سرپرست و بیوه کرده است با یک یا چند فرزند سر و نیم سر و از طرفی دیگر جوانانی هستند که نمیتوانند به هر دلیلی مسولیت سنگین ازدواج را به دوش بکشند و یا همسر مطلوب و دلخواه خودا نیافته اند یا فقر اقتصادی به انها اجازه چنین کاری نمیدهد .این دو گروه زنان بیوه و جوان و مردان مجرد ناتوان بدون ارضای جنسی نمیتوانند زندگی کنند زیرا اوان جوانی اوج شهوت و تمایل به مسایل جنسی در بین موجودات عالم است این جوان که کپسول شهوت است و نمیتواند ازدواج کند و از آن طرف با آن زن جوان بیوه که چند فرزند دارد کسی تمایل به ازدواج ندارد چی کار کنند ؟دوراه میتوان پیش روی آنها گذاشت :1- آزادانه و بدون هر قید وبندی ارضای شهوت کنند که اثرات سوء این مساله بسیار زیانبار و مخرب است و هیچ انسان آزاده ای این پیشنهاد را نمی پذیرد .2- راهی را که خدا و رسولش برای مردم نشان داده است و آن ازدواج موقت یا نکاح متعه میباشد که ما ثابت کردیم که در صدر اسلام وجود داشته و نهیی که رسیده از طرف خلیفه دوم است و روایات موجوده هم در زمینه نهی توان مقاومت در برابرروایات متواتر و ایه قران را ندارد ثالثا : بیایم به صدر اسلام برگردیم ببینیم رسول خدا ما را به پیروی از چه کسانی و چه نوع سنتی دستور داده است ؛ وقتی به منابع اصلی اسلام مراجعه میکنیم میبینیم که رسول خدا ما را ملزم به پیروی از اهل بیت خودش نمونده است در روایات معتبر و صحیح السند وارد شده است که بعد از خود در میان شما دو وزنه گرانبها میگذارم تا وقتی به آندو تمسک نمودید هرگز گمراه نمیشوید یکی کتاب خدا و دیگری عترت و اهل بیتم آگاه باشید که بعد از من با آندو چگونه رفتار خواهید نمود.در زمینه بحث مورد نظر وظیفه ماست که طبق دستور رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم به حرف اهل البیت گوش کنیم و قران را مد نظر داشته باشیم ؛ قران اصل حکم آن را اثبات میکند و اهل البیت هم قائل به عدم نسخ آن هستند ؛دیگر حرفی برای گفتن باقی نمیماند تا اعتراض نمود و آن روایتی را هم که شما برای حرمت آن نقل میکنید از امیر المومنین علی علیه السلام که پیامبر از خوردن گوشت الاغ اهلی و متعه زنان نهی کرد مخالف با اخبار متواتری است که از خود ایشان رسیده است تا جایی که خود آن حضرت میفرمایند اگر عمر از ازدواج موقت نهی نمیکرد زنا نمیکزد مگر انسان شقی و بدبخت ؛ این حرف کجا و آن حدیث ضعیف کجا؛وقتی به روایات اهل البیت علیهم السلام مراجعه مینمائیم به وضوح احادیث را میبینیم که دلالت بر جواز ازدواج موقت دارد .شیعه این افتخار را دارد که به دستور رسول خدا (ص) عمل نموده است و پیرو و شیعه اهل بیتی است که قران مجید سند عصمت و پاکی آنها را از هرگونه خطا و اشتباه امضاء نموده است ؛ما را چه کار به گفته کسانی که طبق نظر عده ای از صحابه از روی هوای نفس حکم به تحریم حلال خدا نموده اند ؛ما را چه کار با کسانی که تا توانسته اند دین خدا را به بازی گرفته اند و خود را در برابر رسول مظلوم اسلام کسی دانسته اند! قلب نازنین آنحضرت را در زمان حیات ان بزرگوار و بعد از رحلت آن حبیب خدا شکسته اند ، و امروز داعیه داران پیروی از مکتب آنها نیز راه آنان را بدون هیچ گونه تعمق و تحقیقی پذیرفته اند و آتش به گور آنها افزون مینمایند .الیک المشتکی یا ربنا ... چه کردند اینان با دین تو با اهلبیت رسول عزیزت با پیروان راستین مکتب اسلامت...یا رسول الله تو شاهدی که اینان بعد از تو با دین حنیف چه کردند با چه بهانه های واهی اهل بیتت را کنار گذاشتند و و قلب نازنین تورا خونتر نمودند اللهم اعنا علی من ظلم آل بیت نبیک و اللهم العن من غیّر دینک و انت المستعان و الیک المشتکی و من الله التوفیق نوشته شده در دوشنبه یکم اسفند 1390ساعت 21:3 توسط ازدواج موقت| نظر بدهيد ازدواج موقت ماهیت ازدواج موقت از کتاب خلاصه الاخبار نقل شده است که رسول گرامی اسلام به اصجاب خودفرمودند: برادر من جبرئیل از جانب خداوند برای من هدیه و تحفه ای آورد که برای هیچ یک از انبیای قبل از من نیاورده است وآن متعه زنهای مومنات است ./ / عزیزان" شکی نیست که هر روز در کشور ما هزاران فساد جنسی در صورتهای مختلف صورت می گیرد. سوال اینست که در یک جامعه مدعی اسلام چراباید سنت ارزشمند ودر عین حال لازم وضروری ازدواج موقت آنقدر به فراموشی سبرده شود که مردم حاضر باشند از راه حرام غرایز جنسی خود را اطفا کنند ولی از وجود ازدواج موقت یا بی خبر باشندو یا به خاطرکراهت عرفی از آن روی گردان شوند وجالب اینست که در نظر برخی ازدواج موقت بی بند وباری ولی زنا ورابطه نا مشروع یک امر عادی جلوه می کند. بی شک بسیازی از کسانی که معترض بر این سنتند واردواج موقت را یک سنت کهنه ومنفور تصور می کنند اگر خودشان در معرض گناه جنسی قرار گیرنداز ارتکاب به فحشا ابایی ندارند . عزیزان" جامعه برای مبارزه با فحشا وفساد راهی جز اشاعه فرهنگ ازدواج موقت ندارد همانگونه که حضرت علی علیه السلام فرمود ک اگر عمر متعه را حرام نکرده بود این همه فحشا در جامعه رشد نمیکرد. لذا بایدنیک بدانیم نه راه آزادی مطلقی که غرب در بیش گرفته راهی صحیح است ونه این خفقان جنسی که در جامعه ما وجود دارد مورد تایید اسلام می باشد اگراسلام زنا وشراب را حرام کرده در عوض ازدواج موقت را جایگزین نموده همانگونه که بیامبر گرامی اسلام می فرماید که" خداوند متعه را عوض منع از شراب قرار داده است"..با این توصیف چگونه میتوان بر عقل گرایی در این جامعه صحه گذاشت وقتی که در کنارلذتهای حرام که خداوند انها رامنع کرده لذتهای حلال را نیز ما خود بر خویش حرام کرده ایم وخود را در چهار دیواری تعصبات خشک و بی بایه واساس محصور نموده ایم {لم تحرم ما احل الله لک}مثل قوم بنی اسرائئل که آنها نیز به چیزهایی که خدا بر انها حرام کرده بود موارد دیگری هم خودشان اضافه نموده وبر خود حرام کرده بودند وبه همین جهت در قران مورد سرزنش واقع شده اند . مسلما در هیچ جامعه وکشور اسلامی مثل کشور ما این همه خفقان وتعصبات کور سیطره ندارد و در بعضی موارد چهره ای را از اسلام نمایش داده ایم که به هیچ وجه مورد تایید اسلام نمی باشد به هر حال جز مقدس مآبان ظاهر برست وکم فهم کسی منکر ضرورت ازدواج موقت در جامعه نیست وکسانی هم که مانع ترویج آنند بایدمسئولیت فساد وفحشا را در جامعه قبول کنند . ما امروزه شاهد بحران جنسی ودر کنار آن شاهد سختتر شدن ازدواج دائم می باشیم بالا رفتن سن ازدواج -نا ملایمتهای زندگی زناشویی وبالا رفتن آمار طلاق -مشکلات جوانان برای ازدواج دائم از قبیل شغل ومسکن وتامین مادی -و... ازعوامل انکار نا بذیرضرورت ازدواج موقت است به خصوص اینکه وقتی دین میگوید اگر کسی خوف ارتکاب به گناه جنسی را داردواجب است که ازدواج کندحال اگر شرایط ازدواج دائم برای او نباشدراهی جز ازدواج موقت وجوددارد تا جوانان را از گناه جنسی مصون سازد؟ آیا می توان از آنان خواست که شهوت خود را سرکوب کنند که فطعا اسلام نه به این شیوه امر کرده ونه آن را می بسندد علاوه بر آنکه سرکوب غرایز وامیال در دراز مدت موجب عقده روحی وروانی میگردد وسبب ناهنجاری های اخلاقی ورفتاری میشود که نمونه اش حتی در مورد خیوانات نیز به تجربه رسیده است از آن گذشته وقتی که مشکل جنسی در جامعه حل شود باز دهی ها نیز بالا میرود زیراعمده وقت مردم به خصوص جوانان صرف فکر بر روی این مسائل نمی شود. چگونه می توان از یک بسر یا دختر16ساله که در اوج شهوت جنسی است انتظار داشت که تا فرا رسیدن سن ازدواج که روز به روز هم بالاتر میرود صبر کند ودر سنی که دیگر از لحاظ جنسی حرارتش تمام گشته وانگیزه جنسی که یکی از عوامل جاذبه ولذت زندگی است کم رنگ گشته است ازدواج نماید در حالی که چنین انتظاری برای نوع افراد جامعه امکان بذیر نیست . آیا میتوان فقط با گفتن جمله "اتقوالله" سر مردم را گرم کرد ؟مگر همه مردم اهل تقوایند مگر ما امام معصوم هستیم که مصداق تقوا وعصمت باشیم . ختی خود ائمه اطهار هم این گونه نبوده اند که خود را در حصر ومنع نگه دارند " ازدواج امام نهم در سن 9 سالگی وتعدد زوجات بسیاری از ائمه گواه روشنی بر این مدعاست نیاز جنسی مانند نیاز به غذاست که باید دائم اطفا شود والا مخرب وبحران زا می شود روی آوردن جوانان به فیلمهای مبتذل "استمنا "گرایشهای هم جنس گری نمونه هایی از بحران جنسی جامعه است این نیاز مانند آبی میماند که اگر مانع در راه جریان آن قرار داده شود و در بشت سد جمع گردد ناگهان سد را شکسته ونتیجه ای جز خرابی وویرانی ندارد > بیان این نکته نیزلازم است که فلسفه عمده ازدواج موقت برای اطفای نیاز جنسی است وازدواج دائم در جائیست که طرفین علاوه بر انگیزه جنسی میل وعشق قلبی وعاطفی شدید نیز به یکدیگر بیدا می کنند واین فرق اساسی در ماهیت بین این دو ازدواج است شناخت جایگاه هر یک از این دو ازدواج مهم می باشد به عنوان مثال کسانی که فقط یا عمدتا به خاطر نیاز جنسی ازدواج دائم می کنند زندگی آنان از ثبات وانگیزه لازم برای بقا بر خوردار نیست ودر عوض کسانی هم که به یکدیگر عشق وعلاقه عاطفی وقلبی مفرط دارند ازدواج موقت برای آنها کار ساز نیست زیرا آنها نیاز به بیوند ابدی دارندوتنها این نوع ازدواج است که با سخگوی عشق آنهاست.. نکته دیگر اینکه نباید میل به این ازدواج را فقط در وجود مردان جستجو کرد بلکه این میل در وجود زنان ودختران اگر بیشتر از مردان نباشد کمتر هم نیستبرچسب‌ها: ازدواج موقت, صیغه نوشته شده در دوشنبه یکم اسفند 1390ساعت 20:59 توسط ازدواج موقت| نظر بدهيد بررسی اختلاف فتوای مراجع تقلید محترم در مورد اذن پدر بررسی اختلاف فتوای مراجع تقلید محترم در مورد اذن پدربررسی 12 فتوا از 12 مرجع تقلید محترم:حضرات آیات عظام خامنه ای ، مکارم شیرازی ، فاضل لنکرانی ، شیرازی ، تبریزی و... اذن پدر را برای دختر رشیده باکره بنابر احتیاط ، واجب می دانند .حضرت آیت الله العظمی خامنه ایاگر دختر باكره است بايد بنابر احتیاط واجب از ولى (پدر يا جد پدرى) وى اذن گرفته شود.http://www.leader.ir/langs/FA/tree/5/index.phpحضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازیاحتياط واجب آن است كه با اجازه پدر دختر باشد.http://www.makaremshirazi.org/persian/modules.php?name=es&p=2&id=149حضرت آیت الله العظمی فاضل لنکرانیمسأله2498: دخترى كه بحدّ بلوغ رسيده و رشيده است يعنى مصلحت خود را تشخيص مى دهد اگر بخواهد شوهر كند، چنانچه باكره باشد، بنابر احتياط بايد از پدر يا جدّ پدرى خود اجازه بگيرد و اجازه مادر و برادر او لازم نيست حتى اگر پدر يا جد پدرى نداشته باشد.http://www.lankarani.net/far/bok/view.php?ntx=027022#433حضرت آیت الله العظمی شیرازیبنابر احتياط واجب اذن ولى در ازدواج موقت نيز شرط است.http://www.shirazi.ir/حضرت آیت الله العظمی تبریزی ازدواج دختر باكره بنا بر احتياط واجب بايد به اذن پدر يا جد پدرى باشد چه ازدواج به عقد دائم باشد يا به عقد موقت و چه در عقد موقت شرط شود كه نزديكى انجام نگيرد يا چنين شرطى نشود، والله العالم.http://farsi.tabrizi.org/istifta/?sec=data/80بعضی دیگر از مراجع محترم تقلید نظیر حضرات آیات عظام جناتی ، روحانی ، شاهرودی ، صادقی تهرانی ، اردبیلی و ...اذن پدر را برای دختر رشیده باکره لازم نمی دانندحضرت آیت الله العظمی جناتیاذن پدر در ازدواج دخترى كه بگونه كامل مصلحت و مفسده را درك مى‏كند و تحت تأثير احساسات قرار نمى‏گيرد، شرط نيست و اختيار با خود اوستhttp://www.jannaati.com/far/index.php?page=6&row=6&start=6حضرت آیت الله العظمی روحانیبسمه تعالي؛ چنانچه رشيده باشد , اذن پدر در ازدواج دائم و متعه شرط نيست و رضايت خودش كافي استhttp://www.rohani.ir/estefta/ans.php?stfid=794&subid=9&merg=1حضرت آیت الله العظمی شاهرودیچنانچه دختر بالغه وعاقله ورشیده باشد وصلاح وخیر وشر خود را تمیز بدهد ، مثلاً بتواند معاملات مهمه را انجام بدهد ، عقد او بدون اذن پدر صحیح است .http://www.shahroudi.net/5etegad/setef08.htm#«%20احکام%20نکاح%20حضرت آیت الله العظمی صادقی تهرانیمساله 629 – هیچ گونه ولایتی از هیچ کس بر دختر رشیده باکره نیست ( اذن پدر لازم نیست )حضرت آیت الله العظمی اردبیلی(مسأله 2835) اگر دختر باكره‏اى كه به حدّ بلوغ رسيده و رشيده است - يعنى مصلحت خود را تشخيص مى‏دهد - بتواند امورات خود را اداره كند و بيم آن كه فريب بخورد در ميان نباشد، چنانچه بخواهد ازدواج كند، احتياجى به اجازه پدر يا جدّ پدرى خود نداردhttp://www.ardebili.com/Per/Laws/Resaleh/default.aspدو تن از مراجع محترم تقلید ، حضرات آیات عظام سیستانی و صانعی نیز اذن پدر را برای دختر رشیده باکره واجب می دانند .حضرت آیت الله العظمی سیستانی2385 - دخـتـرى كـه بـه حـد بـلوغ رسيده و رشيده است يعنى مصلحت خود را تشخيص مى دهد , اگر بـخواهد شوهر كند , چنانچه باكره باشد بايد از پدر يا جد پدرى خود اجازه بگيرد .http://www.sistani.org/local.php?modules=nav&nid=3&bid=23&pid=1738حضرت آیت الله العظمی صانعیاجازه پدر و ولىّ در عقد موقت و صيغه، معتبر است و بدون اجازه او خواندن و نخواندن صيغه، همانند است و در عقد دايم نيز، مانند ساير مقرّرات، ثبت ازدواج در محضرها به عنوان قانون نظام، لازم و واجب است و بايد براى ثبت و اجراى صيغه عقد به محضر مراجعه شود و عدم مراجعه، معصيت و موجب ندامت است و عواقب خطرناكى را در پى دارد.http://saanei.org/page.php?pg=showistifta&id=23〈=faنتیجه گیری کلی :همانطور که مشاهده نمودید مراجع محترم تقلید در مورد اذن پدر برای دختر رشیده باکره سه نظر متفاوت دارند :1 – لازم نیست   2- احتیاط واجب است   3-واجب استاگر مرجع تقلید شما اذن پدر را لازم نمی داند ، تکلیف شما روشن استاگر مرجع تقلید شما اذن پدر را واجب می داند ، تکلیف شما روشن استاما اگر مرجع تقلید شما اذن پدر را بنابر احتیاط ، واجب می داند به مفهوم این است که نظر قاطعی در این مساله ندارد ، در این صورت شما بنا به اختیار خود می توانید یکی از دو کار زیر را انجام دهید :1 – احتیاط واجب را واجب فرض نمایید و اذن پدر را بگیرید .2 – به مرجعی رجوع کنید که در این مورد حکم قطعی دارد و طبق آن عمل نمایید در واقع باید اعلم ترین مرجع را از بین مراجعی که اذن پدر را لازم نمی دانند و یا واجب می دانند شناسایی نموده و طبق فتوای آن مرجع عمل نمایید .عملا مقلدان همه مراجع تقلید محترم ( به جز مقلدان حضرات آیات عظام سیستانی و صانعی ) می توانند بدون در نظر گرفتن اذن ولی اقدام به ازدواج دائم یا غیر دائم با دختر رشیده باکره نمایند .تغییر فتوای بعضی از مراجع محترم تقلید :مساله اذن پدر با توجه به شرایط روز جامعه تعریف شده است بنابراین بعضی از مراجع محترم فتوای خود را بر اساس تغییر شرایط جامعه تغییر می دهند ، بطور مثال حضرت آیت الله العظمی امام خمینی (ره) اذن پدر را احتیاط واجب می دانستند اما چند سال قبل از فوتشان اذن پدر را واجب اعلام کردند.همچنین حضرت آیت الله العظمی نوری همدانی اذن پدر را لازم نمی دانستند اما اخیرا اذن پدر را احتیاط واجب اعلام نموده اند .دو مثال فوق نشان می دهند تغییر فتوای مراجع محترم تقلید در مورد اذن پدر به سوی سخت گیری بیشتر است و از نظر بنده تنها دلیل این سخت گیری ها بی ارزش بودن دختر غیرباکره برای مردان ایرانی است ، لازم به ذکر است محبوبیت بکارت هیچ ارتباطی با دین معتدل اسلام ندارد و فقط یک عرف غلط اجتماعی است .تعریف دختر رشیده و دختر باکره :اختلاف نظر مراجع محترم تقلید در مورد اذن پدر فقط مربوط به دختر رشیده باکره است .طبق نظر همه مراجع تقلید محترم : دختری که باکره نیست می تواند بدون اذن ولی ازدواج دائم یا غیر دائم نماید ، همچنین دختری که باکره و غیر رشیده است برای ازدواج دائم یا غیر دام حتما باید از پدر یا جد پدری خود کسب اجازه نماید .دختر باکرهدر مدخل آلت تناسلی زن پرده اي لطيف و مخاطي از جنس بافت پوشاننده مجرا وجود دارد که به آن Hymen  یا پرده بکارت می گویند ، دختری که پرده بکارت آن سالم است دختر باکره و دختری که پرده بکارت آن پاره شده است ، دختر غیرباکره محسوب می شود .دختر رشیدهسه تعریف متشابه از سه مرجع تقلید محترم :تعریف اول : دختری که مصلحت خود را تشخيص مى‏دهد - بتواند امورات خود را اداره كند و بيم آن كه فريب بخورد در ميان نباشدتعریف دوم : دختری که صلاح وخیر وشر خود را تمیز بدهد ، مثلاً بتواند معاملات مهمه را انجام بدهدتعرف سوم : دخترى كه بگونه كامل مصلحت و مفسده را درك مى‏كند و تحت تأثير احساسات قرار نمى‏گيرد  برچسب‌ها: ازدواج موقت, صیغه, عده, احکام, واجب, مستحب, اذن پدر, خطبه عقدموقت نوشته شده در دوشنبه یکم اسفند 1390ساعت 20:58 توسط ازدواج موقت| نظر بدهيد ازدواج موقت چیست؟ بعضی از ناآگاهان چنان ترسیم زشتی از ازدواج موقّت کرده و می کنند که آن را چیزی مرادف «رسمیّت بخشیدن به فحشا و اباحیگری و آزادی جنسی» می شمرند!!اگر این گروه همه از عوام بودند مشکلی نبود، ولی متأسّفانه بعضی از کسانی که در سِلک علمای دینی برادران اهل سنّت هستند نیز، چنین نسبت هایی روا می دارند، به یقین تعصّب های شدید مذهبی به آنها اجازۀ مطالعه کتب طرفداران ازدواج موقّت را نداده است و شاید بعضی حتّی یک خط از کتب شیعه را در این زمینه مطالعه نکرده اند و این بسیار مایۀ تأسّف است.ناچار در این مختصر شرایط ازدواج موقّت و تفاوت آن را با ازدواج دائم به روشنی بیان می کنیم، تا بر همگان اتمام حجّت الهی شود:ازدواج موقّت در غالب شرایط و احکام همچون ازدواج دائم است:1. زن و شوهر باید با کمال رضایت و اختیار، بدون اجبار یکدیگر را به همسری انتخاب کنند.2. صیغۀ عقد با لفظ «نکاح» و «ازدواج» یا لفظ «متعه» باید جاری شود و الفاظ دیگر کارساز نیست.3. اگر زوجه باکره است اجازۀ ولی لازم است و در غیر باکره لازم نیست.4. مدّت عقد و مهریّه باید دقیقاً تعیین شود و اگر ذکر مدّت فراموش شود، به فتوای بسیاری از فقها تبدیل به عقد دائم خواهد شد (و این خود دلیل بر آن است که ماهیّت هر دو نوع از نکاح یکی است و تنها فرق در ذکر مدّت و عدم ذکر آن است)،(دقّت فرمایید).5. پایان مدّت به منزلۀ طلاق است و بلافاصله زن باید عدّه نگه دارد،(هر گاه آمیزش صورت گرفته باشد).6. عدّۀ عقد دائم سه بار عادت ماهیانه دیدن است که با دیدن مرحلۀ سوّم عدّه تمام می شود، ولی عدّۀ عقد موقّت دوبار بیشتر نیست.7. فرزندان متولّد شده از عقد موقّت فرزندانی مشروع هستند و تمام احکام فرزند متولّد از عقد دائم را- بدون استثنا- دارند و از پدر و مادر و برادران و سایر بستگان ارث می برند، و هیچ تفاوتی در سایر حقوق میان این دو گروه از فرزندان نیست.فرزندان عقد موقّت، باید تحت تکفّل پدر و مادر باشند و نفقه و تمام هزینه های آنها- همانند فرزندان عقد دائم- باید پرداخته شود.***شاید بعضی از شنیدن این سخنان در شگفتی فرو روند، آنها حق دارند، زیرا ذهنیّت نادرست و کاملاً عوامانه ای دربارۀ عقد موقّت دارند و شاید آن را یک ازدواج قاچاق و نیم بند و خارج از محدودۀ قوانین و در یک کلمه شبیه زنا می پندارند در حالی که ابداً چنین نیست.آری تفاوت هایی در میان این دو نوع عقد در مورد دو همسر (زوج و زوجه) وجود دارد. اصولاً تعهّدات آنها در برابر یکدیگر بسیار کمتر از عقد دائم است، زیرا منظور از ازدواج موقّت سهولت امر و نبودن مقرّرات دست و پا گیر بوده، از جمله:1. زن در عقد موقّت نفقه و ارث ندارد، ولی جمعی از فقها گفته اند این در صورتی است که شرط نفقه و ارث نکنند و اگر شرط کنند باید بر طبق آن عمل شود.2. زن در عقد موقّت آزاد است که کاری در خارج خانه برای خود انتخاب کند و اجازۀ همسر برای او شرط نیست مادام که مزاحم حقّ شوهر نباشد، ولی در عقد دائم بدون توافق این امر جایز نیست.3. بر مرد لازم نیست شب ها نزد همسر موقّت خود باشد.***با دقّت در شرح احکامی که در بالا گفته شد، پاسخ بسیاری از پرسش ها و داوری های ظالمانه و شبهات و افتراها داده خواهد شد، و ذهنیّت های کاذب و نادرست، در مورد این حکم مقدّس و حکیمانۀ اسلامی مرتفع می شود، این حقیقت نیز آشکار است که ازدواج موقّت هیچ نسبتی با زنا و اعمال منافی عفّت ندارد و آنها که این دو را با هم مقایسه می کنند، به یقین افرادی ناآگاهند که هیچ اطّلاعی از ماهیّت نکاح موقّت و شرایط آن ندارند.برچسب‌ها: صیغه, ازدواج موقت, احکام, پیدا نوشته شده در دوشنبه یکم اسفند 1390ساعت 20:54 توسط ازدواج موقت| نظر بدهيد دانستنی و شرایط ازدواج موقت دختر و پسر ازدواج موقت، از نظر تئوریک کاملاً پذیرفته شده است و نه تنها در اسلام، که حتی برخی از متفکران بزرگ غربی ـ مانند راسل ـ یکی از راه‏های حل مشکل ازدواج دائمی و دیررس را در دنیای کنونی، پناه بردن به ازدواج موقت می‏دانند. از نظر عملی نیز در نظام جمهوری اسلامی، این مسئله مقبول افتاده؛ لیکن فرهنگ اجتماعی، هنوز پذیرای آن نیست... به ادامه مطلب برویدبرچسب‌ها: صیغه, دانستنی ها, دختر, پسرادامه مطلب نوشته شده در دوشنبه یکم اسفند 1390ساعت 20:49 توسط ازدواج موقت| نظر بدهيد احکام ازدواج موقت از نگاه آیت الله سیستانی  احکام ازدواج موقت از نگاه آیت الله سیستانی آفتاب: آیت الله العظمی سیستانی در سایت رسمی خود به پاسخ پرسش های مقلدین در مورد احکام ازدواج موقت پرداخته اند. متن استفتائات و فتاوی این فقیه عالیقدر در زیر ارائه می شود:  آيا دختر و پسر که با هم ارتباط دارند خودشان می توانند صيغه محرميت بخوانند ؟ با اجازه پدر يا جدّ پدری اشکال ندارد . ايا ميتوان دختری را که بدليل خطا بکارت خود را از دست داده بدون اذن پدر صيغه کرد ؟ اذن لازم است. در ازدواج موقت با زنان اهل کتاب حکم صيغه بايد خوانده شود چون آنها که اين حکم را نمی دانند ؟ و آيا ازدواج موقت با فواحش در صورت عدم دخول جايز است ؟ 1 ـ خواندن صيغه و لو به زبان غير عربی بهر حال لازم است و به طرف مقابل بايد معنای ازدواج موقت تفهيم بشود . 2 ـ اگر از زنانی باشد که مشهور به زنا است به احتياط واجب قبل از توبه با او ازدواج نکند حتی اگر قصدش عدم دخول باشد . آيا ميشود صيغه عقد را به زبان فارسی بيان کرد؟ وفقط به عنوان مثال گفت : من تورا به مدت 1 ساعت ميخواهم به مبلغ فلان مقدار؟ اگر عربی بلد نباشيد اشکال ندارد ودر اينصورت زن به مرد ميگويد : تورا به ازدواج خود در آوردم برای يک ساعت (مثلا ً) به فلان مبلغ وسپس مرد ميگويد : قبول کردم. 1 ـ برای فردی که در يک کشور غربی زندگی می کند آيا متعه يک زن غير مسلمان حلال است ؟ چنانچه وی تمايل به اسلام پيدا کرد : 2 ـ چه نکاتی را در عمل به ازدواج موقت بايد رعايت نمود تا به گناه آلوده نشود ودر عين حال نياز شرعی خود را نيز بر آورده ساخت ؟ 3 ـ آيا با توجه به در دسترس نبودن روحانی برای خواندن صيغه خود فرد ميتواند اقدام کند . 4 ـ آيا جمله خاصی لازم است گفته شود ؟ 5 ـ آيا بايد به زبان عربی باشد يا به زبان ديگر هم کفايت می کند ؟  1 ـ اگر همسر دائمی مسلمان نداشته باشد با زن مسيحی ويهودی جايز است . 2 ـ پس از تشخيص جواز ازدواج با مورد خاص وتعيين مهر ومدت با دقت می تواند به زن بگويد با توازدواج موقت می کنم به اين مقدار مهر وتا اين مدت زمان واوبگويد پذيرفتم واگر به زبان عربی نمی تواند به غير عربی بگويند اشکالی ندارد . 3 و4 و5 ـ جواب روشن شد . اگر دختر و پسر ندانند که اجازه ی پدر دختر برای عقد موقت لازم است و بعد از جاری شدن عقد متوجه آن موضوع بشوند عقد آنها چه حکمی دارد ؟ عقد باطل است . ايا در ازدواج موقت با زن اهل کتاب عده نگه داشتن لازم است؟ بله لازم است. آيا ازدواج موقت به زبان فارسى نيز قبول است يا نه؟ خير بايد سعى كند به عربى خوانده شود و اگر نتوانست كلمه (قبلت) را به عربى بگويد. آيا صحيح است که اگر دختری بالغ باشد از نظر فکری وسنی ، می تواند بدون اطلاع پدر صيغه پسری شود که بعد ها قصد ازدواج دارند؟ صحّت ندارد واذن پدر لازم است حتی اگر مستقل در شؤون زندگی باشد بنابر احتياط واجب در اين صورت. آيا زن و مرد می توانند دو بار صيغه عقد دائم را جاری سازند؟ يک بار خودشان و بعد از مدتی با ثبت و موازين قانوني؟ اشکال ندارد، عقد دومی صوری وظاهری است. ازدواج با زنان اهل کتاب چه حکمی دارد؟ عقد دائم به احتياط واجب جايز نيست وعقد موقت اشکال ندارد. من دختری 23 سال هستم که که مدت 6سال است خواستگاری دارم که 24 سال دارد و هر دو نسبت به هم دارای عشق پاکی هستیم و فقط به ازدواج فکر می کنیم اما چون در حال حاضر سرباز است و نمی توان تا 6 ماه آتی به صورت رسمی مطرح کرد آیا میتوان بدون آگاهی پدر صیغه محرمیت بخوانیم اما شرط شود که باکره بمانم در ضمن مادرم در جریان میباشد راهنماییم کنید? بدون رضایت پدر حرام است جایز نیست ، و چیزی به نام صیغه محرمیت نداریم . اگر دختر و پسر ندانند که اجازه ی پدر دختر برای عقد موقت لازم است و بعد از جاری شدن عقد متوجه آن موضوع بشوند عقد آنها چه حکمی دارد ؟ عقد با طل است . آیا زنی را که زنا کرده است را میتوان به عقد غیر دائم خود در اورده یا باید ان زن عده نگه دارد ؟ آیا زنی که به مدت یک یا دو ساعت به عقد غیر دائم دراید عده دارد یاخیر؟ 1-عده لازم نیست ولی اگر زن از زنهای مشهور به زنا است به احتیاط واجب وی را عقد نکند مگر بعد از توبه کردن. 2-اگر این عمل بعد از عقد شرعی بوده عده دارد . 3-اگر با وی نزدیکی بشود عده دارد . آیا من میتوانم وقتی که به شهر یا کشور دیگری برای مدت یک هفته میروم در آنجا خانمی را برای مدت 1 ساعت صیغه کنم ؟حتی اگر به شهر ها یا کشورهای زیارتی بروم؟ اشکال ندارد ولی اگر شما همسر مسلمان دارید نمیتوانید زنی را که از اهل کتاب است مثلا مسیحی صیغه کنید و اگر همسر شما هم به آن راضی باشد به احتیاط واجب نباید این کار را بکنید. با چه شرایطی میتوان زن غیر مسلمان را صیغه کرد ؟ در صورتی که مرد زن مسلمان نداشته باشد و بقیه شرایط که در عقد موقت با زن مسلمان معتبر است در عقد با وی هم لازم است . آیا صیغه دختره باکره بدون اذن پدر با شرط عدم ودخول ضمن عقد جایز است یا خیر ؟ جائز نیست حتی اگر دختر مستقل در شوًون زندگی باشد بنابر احتیاط واجب در این صورت . در چه صورت و شرایطی اذن والد نیاز نیست در ازدواج موقت ؟ دختره باکره اگر در شؤون زندگی مستقل نباشد اذن لازم است و اگر مستقل باشد هم بنابر احتیاط واجب لازم است . برای شخصی که مقدمات ازدواج به هیچ وجه برایش فراهم نیست و پیدا کردن زن عفیفه برای متعه ازدواج موقت کردن هم مقدورنیست آیا متعه با زنی که مشهور به فساد است جایز است؟ ازدواج با زن مشهور به زنا به احتیاط واجب جایز نیست و میتوانید در این مساله به اعلم بعد رجوع کنید . آیا خواندن صیغه توسط مرد و زن کافی است یا بایستی شخص دیگری صیغه را جاری کند ؟ خواندن صیغه چگونه است؟ خود زن و مرد بخوانند کافی است و اگر عربی بلد نیستند میتوانند به زبان دیگر بخوانند بعد از تعیین مدت و مبلغ مهر به طور دقیق زن میگوید :زوجتک نفسی فی المده المعلومه علی المهر المعلوم سپس مرد میگوید :قبلت . ضمن سلام نظر حضرت عالی در مورد عده زنان فاحشه را بفرمائید ایا ازدواج موقت با انها مشکل دارد ؟ ازدواج با انها بنا بر احتیاط واجب جایز نیست ولی زنا عده ندارد . بازنی که در ازدواج موقت دیگری بوده ازدواج کرده و دخول صورت گرفته بدون آنکه از همسر داشتن او خبر داشته باشم آیا بعدا ً می توانم با اوازدواج کنم؟ بنابر احتیاط واجب بر شما حرام ابدی شده است. آیا می توان با دختری که قبلا به طور رسمی ازدواج نکرده و در جایی ثبت نشده و اینکه آن دختر باکره نباشد ازدواج موقت کرد ؟ اگر ازدواج سابق شرعی بوده برای عقد دوم اذن پدر لازم نیست . من با دختری دوستم میتوانم فقط برای گفتن و خندیدن او را عقد کنم یعنی نه برای قصد جنسی فقط برای اینکه بتوانم با او راحت بگویم و بخندم . با اذن پدر یا جدّ پدری اشکال ندارد . چه نکاتی را در عمل به ازدواج موقت بايد رعايت نمود تا به گناه آلوده نشود و در عين حال نياز شرعی خود را نيز بر آورده ساخت ؟  پس از تشخيص جواز ازدواج با مورد خاص و تعيين مهر و مدت با دقت می تواند به زن بگويد با تو ازدواج موقت می کنم به اين مقدار مهر و تا اين مدت زمان و او بگويد پذيرفتم و اگر به زبان عربی نمی تواند به غير عربی بگويند اشکالی ندارد . برای فردی که در يک کشور غربی زندگی می کند آيا متعه يک زن غير مسلمان حلال است ؟ اگر همسر دائمی مسلمان نداشته باشد معه با زن مسيحی و يهودی جايز است . بنده در کشور ژاپن زندگی می‌کنم که اکثر مردم آن يا بودائی هستند يا دينی‌ ندارند. من برای‌ اينکه به گناه نيفتم نياز شديد به ازدواج موقت دارم. لذا با عرض معذرت به سوالات زير پاسخ دهيد: ۱ - آيا لازم است که قبل از ازدواج در مورد دينشان سوال شود؟ ۲ - آيا لازم است که سوال شود و جواب دادند که دينی‌ انتخاب نکرده ام چه بايد کرد؟ ۳ - اگر گفتند بودائی هستم چه حکمی‌ دارد؟ ۴ - آيا در صورت منفی‌ بودن سوالات فوق ميتوان آنها را بعنوان کنيز برای مدت مشخصی خريد؟ (خود آنها راغب هستند). ۱ - اگر مسيحی يا يهودی بودن وی ثابت نشود - و لو به اعتراف خود - ازدواج موقت با وی جايز نيست. ۲ - جايز نيست مگر اينکه عرفاٌ مسيحی‌ يا يهودی‌ باشد. ۳ - جايز نيست. ۴ - جايز نيست. آيا كسى مى تواند با خواهر زن خود به صورت موقت يا دائم ازدواج كند ؟ بعد از طلاق همسر خود و گذشت عدّه وى مى تواند با خواهر او ازدواج دائم يا موقت بكند و قبل از آن جايز نيست و عقد باطل است .  اگر زن و مرد بخواهند متعه كنند و در متعه شرط نمايند كه هر نوع تلذذ از همديگر را داشته باشند به استثناء دخول آيا در اين نوع متعه اذن پدر لازم است ؟ لازم است اگر بکر باشد . آيا متعه با كسى كه نمى خواهيم با او نزديكى كنيم و فقط براى ايجاد محرميت متعه مى كنيم به اجازه ولى نياز دارد ؟ اگر بکر باشد اجازه ولی دراینصورت هم لازم است . در چه صورتى اجازه پدر براى زن در صيغه عقد موقت لازم است ؟ در هر عقدى اجازه پدریا جد پدری در ازدواج زنى كه ازدواج نكرده لازم است و اين حكم در صورتى كه زن در شئون زندگى مستقل باشد مبنى بر احتياط است . آيا اگر زن بگويد كه شوهر ندارد كفايت مى كند يا بايد تحقيق كرد ؟ كفايت مى كند . آيا زن و مرد خودشان مى توانند صيغه عقد موقت را جارى كنند ؟ مى توانند . آيا براى صيغه عقد موقت شاهد لازم است؟ لازم نيست . آيا صيغه عقد موقت را مى توان به فارسى خواند ؟ اگر بتوانند به احتياط واجب بايد عربى بخوانند و اگر نتوانند به زبانهاى ديگر اشكال ندارد مثلاً پس از تعيين دقيق مهر و زن به مرد بگوید خود را به ازدواج تو درمدت یادشده معلوم به مهر یه یاد شده معلوم در میآورم ومدر بگوید قبول کردم . آيا در صيغه عقد موقت رضايت ظاهرى طرفين بدون جارى كردن صيغه كافى است ؟ يا بايد صيغه عقد موقت خوانده شود ؟ بايد صيغه عقد موقت خوانده شود . لطفاً مفهوم عده متعه را بيان فرماييد. عده متعه بنابر احتياط واجب دو حيض كامل است و اگر مقصود معناى عدّه و متعه است ، عده يعنى مدتى كه زن پس از مفارقت شوهر يا آميزش شبهه بايد از ازدواج دورى كند و احكام عده را مراعات نمايد . و متعه يعنى ازدواج موقت . در مذهب مسيحيت طلاق را به رسميت نمى شناسند. ازدواج موقت با زن مسيحى كه قانوناً مطلقه است چه حكمى دارد ؟ اگر در عرف آنها به عنوان مطلقه شناخته شود جايز است . آيا با خواهر زن می توان صيغه موقت خواند ؟ جايز نيست تا وقتی كه خواهر او همسریا درعدهٌ شما است . ازدواج دائم يا موقت با اهل كتاب (مسيحى، يهودى)چگونه است؟ ازدواج دائم مرد مسلمان با اهل كتاب بنابر احتياط واجب جايز نيست ولى ازدواج موقت جايز است مشروط بر اينكه همسر مسلمان نداشته باشد و گرنه بدون رضايت او صحيح نيست بلكه با رضايت هم بنابر احتياط واجب جايز نيست. اگر دخترى پدر وجدّ پدرى اش فوت كرده باشند آيا مى توان آن دختر را صيغه كرد (در صورت رضايت خود دختر) يا نه ؟ اگر دختر داراى رُشد فكرى باشد يعنى مصلحت خود را تشخيص مى دهد مانعى ندارد . اگر ضمن عقد منقطع، شرط نفقه شده باشد آيا اين شرط صحيح است و بر فرض صحت تاييديّه نفقه از ناحيه زوج وتحقق تخلف شرط آيا زوجه مى تواند تقاضاى انحلال نكاح را بنمايد؟ شرط صحيح است وبر زوج واجب است بپردازد واگر نپرداخت زوجه مى تواند با مراجعه به حاكم شرع بلكه به محاكم عرفى او را ملزَم به پرداخت كند ولى نمى تواند عقد را فسخ كند. اگر دختر و پسرى بخواهند با هم ازدواج کنند ولى براى شناخت و آشنايي بخواهند قبل از ازدواج دائم ازدواج موقتى داشته باشند ولى پدر دختر اجازه ندهد آيا دختر و پسر مى توانند بدون اذن پدر دختر به عقد موقت يکديگر در ايند ؟ جايز نيست و عقد باطل است . ازدواج موقت و يا دائم مرد و يا زن مسلمان شيعه با زن و يا مرد زرتشتى چه حكمى دارد ? ازدواج زن مسلمان با مرد زرتشتى جايز نيست و همچنين ازدواج مرد مسلمان با زن زرتشتى بنا بر احتياط واجب جايز نيست . آيا مى شود با زن فاحشه ازدواج موقت كرد؟ مانعى ندارد ولى بنابر احتياط واجب بعد از توبه اش باشد وتوبه اش به این معلوم میشود که او را به زنا دعوت کنی اگر قبول نکرد توبه کرده است. لطفاً متن خطبه ازدواج موقت را بفرماييد. (بنده را وكيل كرده اند). اگروکیل شده اید که زن را برای خود عقد موقت کنید كافى است با تعيين مهر و مدت به وكالت از زن بگوئيد (انكحت موكلتى نفسى فى المدة المعلومة على الصداق المعلوم) سپس از طرف خود بگوييد (قبلت النكاح لنفسى فى المدة المعلومة على الصداق المعلوم) البته در هر دو طرف بايد با قصد انشاء عقد موقت و قبول آن باشد. واگر وکیل ازطرفین هستید بگوئید (انکحت موکلتی موکلی في المدة المعلومة علی الصداق المعلوم ) سپس بگوئید (قبلت النکاح لموکلي کذلك). آيا مى شود با رضايت دختر ازدواج موقت كرد؟ اذن ولى دختر (پدر يا جد پدرى) لازم است و اگر دختر در شؤون زندگى خود مستقل است اذن ولى او ـ بنابر احتياط واجب ـ لازم است. آيا با زنان غير اهل كتاب بدون هرگونه متعه نزديكى كرد؟ جايز نيست. اگر با زنى كه شوهر ندارد نزديكى كند و با اين نيت كه صيغه بخواند و اگر فراموش كند در صورتى كه هر دو راضى باشند آيا حكم زنا دارد؟ و اگر دارد راه بخشش آن چيست؟ اگرخواندن صیغه را فراموش كند وطى به شبهه است و اگر نه زنا است و بايد توبه كند. خانمى را به عقد موقت خود درآورده ام قبل از عقد پرسيدم در عقد يا عده كسى نيست با صراحت تمام جواب منفى داد. الان شك دارم كه شايد با كسى رابطه داشته است كه از زمان و كيفيت آن اطلاعى ندارم اما به گمان غالب اگر رابطه اى داشته بدون عقد بوده است آيا عقد من درست است؟ عقد صحيح است. بدليل مسافرتهاى خارجى متعدد اضطراب از به گناه افتادن دارم آيا مى توانم بدون اذن همسرم در مسافرتها ازدواج موقت با اهل كتاب بكنم ؟ جايز نيست مگر آنکه مسلمان شود . بنده به علت شغل 3 ماه بدون همسرم بايد در كشور ژاپن زندگى كنم . جنابعالى صيغه زن غير اهل كتاب را جايز ندانسته ايد و صیغه اهل كتاب را با رضايت همسر دائمى جايز دانسته ايد آيا در شرايط اضطرار صيغه زن كافر بدون رضايت همسر جايز است يا خير ؟ايشان در عقد موقت با اهل كتاب براى مردانى كه با رضایت همسر مسلمان خود قصد ازدواج موقت دارند احتياط واجب مى كنند شما مى توانيد در اين مساله به غير (با مراعات الاعلم فالاعلم) مراجعه كنيد . مى توان زن شوهردار را صيغه كرد ؟جايز نيست و از گناهان بزرگ است وحرمت ابدی می آورد. آيا متعه كردن دختر بالاى 22 سال و مستقل به شرط عدم زوال بكارت جايز است ؟ جايز است و بنا برا احتياط واجب اذن پدر با جد پدرى لازم است . آيا مى شود با يك دختر ازدواج موقت كرد و اگر با يك دختر در مكان خلوت باشيم و احتمال گناه برود آيا مى شود بدون اجازه والد دختر او را صيغه كرد ؟ اذن پدر حتى در فرض سوال لازم است . آيا براى ازدواج موقت در صورتيكه هر دو طرف بالغ باشند لزومى دارد كسى شاهد باشد يا حضور دو طرف كافى است ؟ در عقد موقت و دائم حضور شاهد لازم نيست ولی درازدواج با دختری که شوهر نکرده اذن ولی شرط است . آيا دخترى كه سن آن 31 سال است و از نظر مالى مستقل است را به شرط عدم دخول ميتوان صيغه كرد بدون اجازه پدر ؟ بنا بر احتياط واجب جايز نيست . من يك ايرانى هستم كه در خارج از كشور زندگى مى كنم آيا مى شود با زنى با مشخصاتى مانند زنى مسيحى كه حدود يك سال از شوهرش جدا شده ولى از نظر قانون آن كشور هنوز منتظر طلاق مى باشد ولى از نظر مذهبى خودشان جدا شده اند مى شود ازدواج متعه كرد ؟ اگر از نظر شرع آنها و عرف مطلقه مى باشد مانعى ندارد بشرطی که شما همسر مسلمان نداشته باشید . خواندن صيغه عقد در ازدواج موقت با زنان يهود و يا مسيحى در صورتى كه دسترسى به زبان انگليسى و يا زبان هاى ديگر جايز است يا خير ؟ مانعى ندارد بلکه درصورت امکان باید صیغه بعربی خوانده شود واز زن وکالت گرفته شود واگر ممکن نشد به زبان دیگر صیغه را بخوانند. من دخترى را به عقد موقت خود در اورده ام آيا بدون دخول با مادرش محرم هستم يا خير ؟ بلى محرم هستيد و نظر ايشان هم همين است . ازدواج موقت با زن بودائى چه حكمى دارد ؟ جايز نيست . ازدواج متعه يعنى چه ؟ يعنى ازدواج موقت که مانند ازدواج دائم است از نظر احکام به استثناء بعضى از آنها . اگر دختر و پسرى بخواهند با هم ازدواج کنند ولى براى شناخت و آشنايي بخواهند قبل از ازدواج دائم ازدواج موقتى داشته باشند ولى پدر دختر بدليل فرهنگ غلط جامعه اجازه ندهد آيا دختر و پسر مى توانند بدون اذن پدر دختر به عقد موقت يکديگر در ايند ؟ جايز نيست و عقد باطل است . در شرح كتاب شريف (من لا يحضره الفقيه) در ذيل ازدواج مو قت مسأله اى را بدينگونه طرح گشته است كه اگر ازدواج موقت انجام گيرد با دخترى باكره و قيد شود كه تلذذ جسمى و دخول صورت نپذيرد و صرفاً به صحبت و گفتگو بسنده شود ديگر نيازى به اذن پدر نيست. نظر حضرتعالى در اين مورد چيست؟ حضرت آيت الله اذن پدر را شرط مى داند مطلقاً. آيا مرد مى تواند در مسافرت بدون اجازه زن دايم خود زنى را صيغه نمايد؟ مى تواند زن مسلمان را متعه نمايد. آيا در صيغه اجازه همسر لازم است؟ خير. آيا تفاوتى بين صيغه و ازدواج موقت است؟ خير. 1 ـ در ازدواج موقت مى توان لفظ صيغه را فارسى خواند و به چه صورت خوانده مى شود؟ 2 ـ آيا دختر را مى شود صيغه موقت كرد. 1 ـ در صورت عدم تمكن از عربى خواندن ، فارسى خواندن ايرادى ندارد. 2 ـ ازدواج موقت با دختر بايد با اجازه پدر يا جد پدرى باشد هرچند اگر دختر در شؤون زندگى خود مستقل باشد (بنابر احتياط در اين صورت). آيا احكام رجوع عقد دائم و موقت يكى است؟ مثلا : اگر مدتى از زمان متعه باقى باشد ومرد بدلايلى زمان باقى مانده را ببخشد آيا مى تواند مجددا رجوع نمايد و نيت رجوع كافى است يا اينكه بايد دو باره صيغه عقد جارى شود؟ رجوع در متعه مورد ندارد و بايد عقد جديد خوانده شود. آيا متعه با زنى كه دين ندارد جايز است ؟ متعه با زنى كه كافر است چه حكمى دارد ؟ با كافر غير كتابى جايز نيست وهمچنين با زردشتى بنابر احتياط واجب ومُتعه كردن با زن يهودى و مسيحى جايز است به شرط آنکه همسر مسلمان نداشته باشد . در ازدواج موقت بعد از بذل مدت يا انقضاى مدت براى نكاح با خواهر چنين زنى آيا لازم است عده به پايان برسد يا نيازى به پايان رساندن عده نيست ؟ بنابر احتياط واجب بايد عده منقضى شود. اگر بانوان از راههاى جلوگيرى از قبيل ( قرص، آمپول، كاندوم و ...) استفاده كنند به طورى كه مسلماً حامله نشوند آيا لازم است در ازدواج موقت عده نگه دارند؟ برفرض تحقق دخول بلى عده لازم است حتی اگر از حامله شدن جلوگیری کنند.برچسب‌ها: احکام, ازذواج موقت, خطبه عقدصیغهادامه مطلب نوشته شده در دوشنبه یکم اسفند 1390ساعت 20:47 توسط ازدواج موقت| نظر بدهيد آيا امروز هم به ازدواج موقت نياز است؟ شهيد مرتضي مطهري در شرايط امروز دو راه بيشتر نداريم يا اينكه جوانان را به حال خود رها كنيم و به روي خود نياوريم؛ به يك پسر اجازه دهيم از صدها دختر كام برگيرد، و به يك دختر اجازه دهيم با ده‏ها پسر رابطه نامشروع داشته باشد، يعني يا عملا كمونيسم جنسي را بپذيريم و يا ازدواج موقت رامن بر خلاف بسياري از افراد، از تشكيكات و ايجاد شبهه‌هايي كه در مسايل اسلامي مي‌شود- با همه علاقه و اعتقادي كه به اين دين دارم- به هيچ وجه ناراحت نمي‌شوم، بلكه ته دلم خوشحال مي‌شوم زيرا معتقدم و در عمر خود به تجربه مشاهده كرده‌ام كه اين آيين مقدس آسماني در هر جبهه از جبهه‌ها كه بيشتر مورد حمله و تعرض واقع شده، با نيرومندي و سرافرازي و جلوه و رونق بيشتري آشكار شده است. خاصيت حقيقت همين است كه شك و تشكيك به روشن شدن آن كمك مي‌كند. شك مقدمه يقين، و ترديد پلكان تحقيق است. در رساله زنده بيدار از رساله‌ميزان العمل غزالي نقل مي‌كند كه:...برچسب‌ها: ازدواج موقت, صیغه, ثبت نام, زاهدانادامه مطلب نوشته شده در دوشنبه یکم اسفند 1390ساعت 20:40 توسط ازدواج موقت| نظر بدهيد   صيغه موقت چيست؟ صيغه موقت به معناي (ازدواج موقت ) است.صيغه موقت به این معنی است که زن و مردي که با هم ازدواج موقت مي کنند، فقط تا زماني که مدت عقد تمام نشده ، با هم زن و شوهرند . بعد از تمام شدن مدت ديگر زن و شوهر نيستند ،مثلا اگر براي مدت ده روز ازدواج کرده باشند، بعد از ده روز ديگر نسبت به هم محرم نيستند. در ازدواج موقت یا همان صيغه موقت رضايت زن و مرد و خوانده شدن عقد و مشخص کردن مهريه و مدت لازم است.اگر دختر باکره باشد، به نظر بيش تر مراجع معظم تقليد بايد از پدرش رضايت بگيرد.   شايد اينها سوالات بسياري از شما عزيزان باشد آيا عقد یا صيغه موقت بايد داراي شرايط خاص باشد ؟ آيا نياز به عاقد دارد؟ آيا بايد با الفاظ خاصي خوانده شود ؟ آيا در صيغه موقت حتما بايد مدت در آن قيد شود يا خير؟ از اين جهت بر آن شديم تا مطالبي  در اين رابطه برايتان بيان کنيم.   طبق ماده 1062قانون‌ مدني‌: “نكاح‌ واقع‌ مي‌شود به‌ ايجاب‌ و قبول‌ به‌ الفاظي‌ كه‌ صريحا دلالت‌ بر قصد ازدواج‌ نمايد.” ازدواج‌ موقت‌ (صيغه موقت) كه‌ رابطه‌ زوجيت‌ بين‌ زن‌ و مرد در مدت‌ معين‌ است‌ به‌ وسيله‌ عقد محقق‌ مي‌گردد و چون‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ يكي‌ از عقود است‌ بايد علاوه‌ بر شرايط عمومي‌ براي‌ صحت‌ عقد، داراي‌ شرايط مخصوص‌ به‌ خود نيزباشد.   قصد انشاء در ازدواج‌ موقت‌: قصد و رضاي‌ زوجين‌ در صيغه موقت از شرايط صحت‌ عقد است‌. لذا مرد يا زن‌ يا وكيل‌ آن‌ها كه‌ صيغه‌ عقد موقت‌ را مي‌خواند بايد قصد انشاء داشته‌ باشد يعني‌ اگر خود مرد و زن‌ صيغه‌ را مي‌خوانند، زن‌ به‌ گفتن‌ “زوجتك‌نفسي‌” قصدش‌ اين‌ باشد كه‌ خود را زن‌ او قرار دهد و مرد به‌ گفتن‌ “قبلت‌ التزويج‌” زن‌ بودن‌ او را براي‌ خود قبول‌ نمايد و اگر وكيل‌ مرد و زن‌ صيغه‌ را مي‌خواند، به‌ گفتن‌ “زوجت‌ و قبلت‌” قصدش‌ اين‌ باشد كه‌ مرد و زني‌ را كه‌ او را وكيل‌كرده‌ است‌، زن‌ و شوهر شوند. بنابراين‌ اگر زن‌ و مرد راضي‌ به‌ عقد صيغه موقت نباشند يا اينكه‌ يكي‌ از طرفين‌، مورد اجبار و اكراه‌ قرار گرفته‌ باشد و يا آنكه‌ بدون‌ قصد انشاء، مثلا به‌ لحاظ شوخي‌ صيغه‌ را جاري‌ نمايد، اين‌ شرط كه‌ از صحت‌ ازدواج‌ موقت‌است‌ رعايت‌ نشده‌ و باطل‌ مي‌باشد. در نتيجه‌ اگر زن‌ يا مردي‌ را اجبار به‌ ازدواج‌ موقت‌ با ديگري‌ نمايند كه‌ شخص‌ مكره‌ بدون‌ اراده‌، مجبور به‌ پذيرش‌ ازدواج‌ است‌ اين‌ ازدواج‌ یا صيغه موقت صحيح‌ نمي‌باشد.   الفاظ در ازدواج‌ یا صیغه موقت‌: در ازدواج‌ یا صيغه موقت تنها اراده‌ و رضايت‌ زن‌ و مرد براي‌ تحقق‌ عقد كافي‌ نيست‌ بلكه‌ بايد از الفاظي‌ استفاده‌ كرد كه‌ قصد طرفين‌ را مبني‌ بر ازدواج‌ یا صيغه موقت برساند. بنابراين‌ معاطات‌ در عقد ازدواج‌ موقت‌ پذيرفته‌ نشده‌ است‌. در اينكه‌ خواندن‌ صيغه‌ ازدواج‌ موقت‌ با چه‌ زبان‌ و الفاظي‌ باشد كافي‌ است‌ كه‌ لفظ فارسي‌ باشد و لفظ عربي‌ ضرورت‌ ندارد و صيغه‌ خاص‌ نيز ضرورت‌ ندارد، بلكه‌ همين‌ مقدار كه‌ الفاظ، قصد ازدواج‌ موقت‌ را برساند كافي‌است.   ايجاب‌ و قبول‌: ايجاب‌ عبارت‌ است‌ از اعلام‌ قصد ازدواج‌ “موقت” گوينده‌ با مخاطب‌ خود. قبول‌ عبارت‌ از اعلام‌ پذيرش‌ آن‌ امر است‌. ايجاب‌ عموما از طرف‌ زن‌ و قبول‌ از طرف‌ مرد مي‌باشد. توالي‌ ايجاب‌ و قبول‌: براي‌ اينكه‌ اراده‌ هر دو طرف‌ در نظر عرف‌ مربوط به‌ هم‌ باشد و فاصله‌ بين‌ ايجاب‌ و قبول‌ امكان‌ توافق‌ واقعي‌ زوجين‌ را بر هم‌ نزند، در ماده‌ 1065 قانون‌ مدني‌ تصريح‌ شده‌ است‌ كه‌: “توالي‌ عرفي‌ ايجاب‌ و قبول‌ شرط صحت‌ عقد است‌.” يعني‌ قبول‌ بايد در زماني‌ گفته‌ شود كه‌ عرف‌ آن‌ را متوالي‌ و مربوط به‌ ايجاب‌ بداند.   ايجاب‌ و قبول‌ توسط ولي‌ در ازدواج‌ موقت‌: ماده‌ 1063 قانون‌ مدني‌: “ايجاب‌ و قبول‌ ممكن‌ است‌ از طرف‌ خود مرد و زن‌ صادر شود و يا از طرف‌ اشخاصي‌ كه‌ قانونا حق‌ عقد دارند.” با توجه‌ به‌ ماده‌ 1071 قانون‌ مدني‌، به‌ نظر مي‌رسد منظور از “اشخاصي‌ كه‌ قانونا حق‌ عقد دارند” موردي‌ است‌ كه‌ ازدواج‌ یا صيغه موقت توسط ولي‌ انجام‌ مي‌گيرد و اين‌ ماده‌ نمي‌خواهد مورد وكالت‌ را بيان‌ دارد.“تعيين‌ زن‌ و شوهر به‌ نحوي‌ كه‌ براي‌ هيچ‌ يك‌ از طرفين‌ در شخص‌ طرف‌ ديگر شبهه‌ نباشد شرط صحت‌ نكاح‌ است‌.”   صيغه موقت   شرايط عاقد در ازدواج یا صيغه موقت: ماده‌ 1064 قانون‌ مدني‌: “عاقد بايد عاقل‌ و بالغ‌ و قاصد باشد.” عاقد به‌ كسي‌ گفته‌ مي‌شود كه‌ صيغه‌ عقد ازدواج‌ را جاري‌ مي‌سازد و كسي‌ كه‌ صيغه‌ را جاري‌ مي‌سازد بايد داراي‌ سه‌ ويژگي‌ باشد: قسمت‌ الف‌ ـ عاقل‌ باشد: كسي‌ كه‌ صيغه‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ را جاري‌ مي‌سازد بايد عاقل‌ باشد، پس‌ اگر شخص‌ ديوانه‌، صيغه‌ عقد را جاري‌ سازد عقد باطل‌ است‌.   قسمت‌ ب‌ ـ بالغ‌ باشد: كسي‌ كه‌ صيغه‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ را مي‌خواند بايد بالغ‌ باشد. به‌ استناد تبصره‌ 1 ماده‌ 1210 قانون‌ مدني‌ سن‌ بلوغ‌ در پسر پانزده‌ سال‌ تمام‌ قمري‌ و در دختر نه‌ سال‌ تمام‌ قمري‌ است‌. بنابراين‌ چنانچه‌ طفل‌صغيري‌ صيغه‌ را جاري‌ سازد عقد باطل‌ است‌.   قسمت‌ ج‌ ـ قاصد باشد: يعني‌ قصدش‌ از جاري‌ كردن‌ صيغه‌ ازدواج‌ موقت‌ اين‌ باشد كه‌ در مدت‌ معين‌، پيمان‌ زناشويي‌ را منعقد مي‌نمايد. بنابراين‌ اگر شخصي‌ از روي‌ مزاح‌ و يا در حال‌ مستي‌، صيغه‌ عقد را جاري‌ سازد اين‌ عقدباطل‌ است‌. در نتيجه‌ كسي‌ كه‌ صيغه‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ را جاري‌ مي‌نمايد، چه‌ براي‌ خودش‌ چه‌ به‌ وكالت‌ از طرف‌ زوجين‌ يا از طرف‌ يكي‌ از زوجين‌ يا ولي‌ يكي‌ از زوجين‌، بايد داراي‌ شرايط مذكور در ماده‌ 1064 باشد. لذا اگر دختر وپسري‌ كه‌ نابالغ‌ هستند يا عاقل‌ نيستند و يا قصد نداشته‌ باشند، صيغه‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ را جاري‌ نمايند، اين‌ عقد باطل‌ است‌.   تعيين‌ زن‌ و شوهر در ازدواج‌ موقت‌: ماده‌ 1067 قانون‌ مدني‌: “تعيين‌ زن‌ و شوهر به‌ نحوي‌ كه‌ براي‌ هيچ‌ يك‌ از طرفين‌ در شخص‌ طرف‌ ديگر شبهه‌ نباشد شرط صحت‌ نكاح‌ است‌.” يكي‌ از شرايط صحت‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ تعيين‌ مرد و زن‌ است‌ به‌ نحوي‌ كه‌ موجب‌ اشتباه‌ نشده‌ و كاملا معين‌ باشد. لذا چنانچه‌ وكيل‌ مرد و زن‌ و يا ولي‌ آن‌ها مي‌خواهد صيغه‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ را جاري‌ نمايد، بايد زن‌ و شوهررا در عقد، معين‌ نمايد و اين‌ ممكن‌ است‌ با بردن‌ اسم‌ آن‌ها و يا با اشاره‌ به‌ آن‌ها صورت‌ پذيرد به‌ طوري‌ كه‌ براي‌ طرف‌ ديگر در عقد جاي‌ هيچگونه‌ شك‌ و شبهه‌اي‌ باقي‌ نماند. بنابراين‌ چنانچه‌ مردي‌ داراي‌ چند دختر باشد و به‌ مرد بگويد يكي‌ از دخترانم‌ را به‌ عقد تو درآوردم‌ به‌ لحاظ آنكه‌ معين‌ نيست‌ كدام‌ دختر را به‌ عقد مرد درمي‌آورد، اين‌ عقد باطل‌ و بلااثر است‌. تعليق‌ در ازدواج‌ موقت‌: ماده‌ 1068 قانون‌ مدني‌: “تعليق‌ در عقد، موجب‌ بطلان‌ است‌.” تعليق‌ در لغت‌ به‌ معني‌ بلاتكليف‌ نهادن‌ يك‌ كار است‌ به‌ طوري‌ كه‌ نفيا و اثباتا تصميمي‌ راجع‌ به‌ آن‌ نگرفته‌ باشد.مانند اينكه‌ مرد به‌ زن‌ بگويد تو را به‌ زوجيت‌ خود برگزيدم‌ اگر از سفربرگشتم‌ يا اينكه‌ زن‌ به‌ مرد بگويد خود را به‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ تو درآوردم‌ اگر فردا هوا آفتابي‌ باشد و ابر نباشد. در مثال‌هاي‌ فوق‌ چون‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ معلق‌ به‌ شرطي‌ است‌ كه‌ مجهول‌ است‌ لذا صیغه موقت‌ باطل‌ است‌. ماده‌ 1075 قانون‌ مدني‌:‌“نكاح‌ وقتي‌ منقطع‌ است‌ كه‌ براي‌ مدت‌ معيني‌ واقع‌‌شده‌باشد.”   نحوه‌ خواندن‌ صيغه‌ ازدواج‌ موقت‌: ‌ اول‌ ـ اگر زن‌ و مرد خودشان‌ صيغه‌ را بخوانند: اگر خود زن‌ و مرد بخواهند صيغه‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ را بخوانند، بعد از آنكه‌ مدت‌ و مهر را معين‌ كردند چنانچه‌ زن‌ بگويد: “زوجتك‌ نفسي‌ في‌ المدته‌ المعلومه‌ علي‌ المهر المعلوم‌” )يعني‌ ـ من‌ خودم‌ را به‌ همسري‌ تو در مدت‌ معين‌ و با مهر معين‌ درآوردم‌ (بعد بدون‌ فاصله‌ مرد بگويد: “قبلت‌”(قبول‌ كردم‌)صحيح‌ است‌. ‌ دوم‌ ـ اگر ديگري‌ را وكيل‌ كنند: اگر زن‌ و مرد، شخص‌ ديگري‌ را وكيل‌ كنند كه‌ صيغه‌ ايجاب‌ و قبول‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ را جاري‌ نمايد، در اين‌ صورت‌ اول‌ وكيل‌ زن‌ به‌ وكيل‌ مرد بگويد: “متعت‌ موكلتي‌ موكلك‌ في‌ المدته‌المعلومه‌ علي‌ المهر المعلوم‌” (يعني‌ موكله‌ خودم‌ را به‌ ازدواج‌ موكل‌ تو در مدت‌ معين‌ با مهر معين‌ درآوردم‌ )پس‌ بدون‌ فاصله‌ وكيل‌ مرد بگويد: “قبلت‌ لموكلي‌ هكذا” (يعني‌ قبول‌ كردم‌ براي‌ موكل‌ خودم‌ همين‌ طور (صحيح‌ است‌   تعيين‌ مدت‌ در صیغه موقت‌: ماده‌ 1075 قانون‌ مدني‌:‌“نكاح‌ وقتي‌ منقطع‌ است‌ كه‌ براي‌ مدت‌ معيني‌ واقع‌‌شده‌باشد.” از مفهوم‌ ماده‌ مذكور به‌ دست‌ مي‌آيد كه‌ اگر براي‌ صيغه موقت مدت‌ تعيين‌ نشده‌ باشد،عقد ازدواج‌ صحيح‌ است‌ و آن‌ به‌ عقد دائم‌ مبدل‌ مي‌شود. اما گفته‌ شده‌ دسته‌ ديگري‌ از فقهاء عظام‌ عقيده‌ دارند كه‌ در صورت‌ عدم‌ ذكر مدت‌،عقد ازدواج‌ موقت‌ باطل‌ است‌ و مبدل‌ به‌ ازدواج‌ دائم‌ نمي‌شود زيرا در ازدواج‌ موقت‌ (صيغه موقت) تعيين‌ مدت‌ شرط است‌ پس‌ چنانچه‌ عقد فاقد اين‌ شرط باشد باطل‌ است. اگر چه‌ قانون‌ مدني‌ در ماده‌ 1075 قول‌ مشهور فقهاء عظام‌ را پذيرفته‌ است‌ اما به‌ نظر مي‌رسد قولي‌ كه‌ نظر به‌ بطلان‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ در صورت‌ عدم‌ تعيين‌ مدت‌ دارد، صحيح‌ تر به‌ نظر مي‌رسد.خصوصا اينكه‌ زن‌ و مرد اراده‌ خود را براي‌ صيغه موقت با آثار آن‌ در نظر داشته‌اند و حال‌ آنكه‌ در صورت‌ عدم‌ تعيين‌ مدت‌ و مبدل‌ شدن‌ ازدواج‌ موقت‌ به‌ ازدواج‌ دائم‌، موجب‌ ضرر به‌ زن‌ و مرد، خصوصا مرد مي‌شود ماننداينكه‌ مجبور به‌ پرداخت‌ نفقه‌ مي‌شود و نيز زن‌ از مرد و بالعكس‌ از همديگر ارث‌ ببرند و منظور آن‌ها اين‌ نبوده‌ است‌. ماده‌ 1076 قانون‌ مدني‌: “مدت‌ نكاح‌ منقطع‌ بايد كاملا معين‌ شود.” يعني‌ بايد مدت‌ طوري‌ باشد كه‌ هيچگونه‌ ابهامي‌ نداشته‌ باشد و آغاز زمان‌ و آخر زمان‌ ازدواج‌ موقت‌ كاملا معين‌ باشد حتي‌ اگر مدت‌ كم‌ باشد مانند يك‌ روز يا يك‌ ساعت‌ و يا مدت‌ ازدواج‌ موقت‌ طولاني‌ باشد مانند سي‌ و چهل‌سال‌. چنانچه‌ در ازدواج‌ موقت‌ (صيغه موقت)، مدت‌ ذكر شود اما اول‌ و آخر آن‌ معين‌ نشود مانند اينكه‌ مردي‌ زني‌ را به‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ خود دربياورد به‌ مدت‌ يك‌ سال‌ اما معلوم‌ نكند كه‌ آغاز يك‌ سال‌ از چه‌ وقت‌ است‌، بيان‌ شده‌ كه‌ ابتداء آن‌ اززمان‌ عقد محسوب‌ مي‌گردد، زيرا اطلاق‌ عقد اقتضاء دارد كه‌ مدت‌ بلافاصله‌ شروع‌ شود. اما برخي‌ ديگر از حقوق‌دانان‌ اظهار مي‌دارند “آغاز مدت‌ ازدواج‌ موقت‌، بايد پيوسته‌ به‌ زمان‌ انعقاد عقد باشد و نبايد جداي‌ از آن‌ باشد و به‌ نظر مي‌رسد نظر اخير صحيح‌ تر باشد.   ***صيغه موقت*** منابع: قانون مدني کتاب روابط زوجين در ازدواج موقت رساله امام خميني ندا سادات پاک نهاد/ وکيل پايه يک دادگستري گروه جامعه و ارتباطات تبیان
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم مرداد ۱۳۹۰ساعت 21:58  توسط امیر  |